قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی

آنچه شهید آوینی پیرامون هنر می‌گفت

آنچه شهید آوینی پیرامون هنر می‌گفت

پیرامون فرهنگ مقاومت نوشته ای داریم با اسم آنچه شهید آوینی پیرامون هنر می‌گفت. که پیشتر به آن میپردازیم.

همزمان با ۲۱ فروردین ماه سالروز درگذشت سید مرتضی آوینی پیشتر دیدگاه‌های شهید آوینی پیرامون‌ی هنر را مرور می‌کنیم.

به نوشته بولتن نیوز، تعریف هنر از دیرباز برای همه‌گان به گونه‌ای بود که هر کسی از ذن خود آن را بیان می‌کرد. از فلاسفه یونان باستان تا عرفای اسلامی، هر یک به‌شیوه‌ای که خود آن را صحیح می‌دانند از هنر تعریف می‌کنند. به مرور لحظه و طلوع عصری تازه در تاریخ ایران و پیروزی انقلاب اسلامی، نظریه پردازان و هنرمندان تازه با تکیه بر هنر ایرانی – اسلامی ظهور می‌کنند که گفتار آنها را می‌توان در بسیاری از کارهای امروز هنرمندان به روشنی مشاهده کرد.

شهید سید مرتضی آوینی از هنرمندانی است که بیشتر با صدا و سری کارهای «روایت فتح» آشنا هستیم. ایشان یکی از افرادی بود که نظریه‌های متفاوتی پیرامون هنر داشت.

ایشان پیرامون معنای هنر چنین گفته است: «در زبان ما، هرگز هنر به معنایی که این ایام مصطلح است، به کار نمی‌رفته است. ارباب هنر، ارباب کمال بوده‌اند؛ حال آن که هنر در معنای اصطلاحی آن، نه به معنی کمال و فضیلت، حتی به سری مساعی مخصوصی اطلاق می‌شود که به وسیله جماعت هنرمندان و منتزع از دیگر مظاهر حقیقت در حیات بنی‌آدم انجام می‌شود. قدما هنر را به همین معنی به‌کار می‌برده‌اند و اگر می‌گفتند «عیب مبین تا هنر آری به دست» هنر را مفهومی در طرف دیگر عیب و به معنای کمال و فضیلت اعتبار می‌کرده‌اند. معنی اصطلاحی هنر، در این قرن واپسین باب شده است.»

ایشان در معرفی منشأ هنر بیان می کند: «انسان در فطرت خویش حاوی شعور باطنی درمقایسه با حقیقت عالم است که ما آن را شعور باطن می‌خوانیم. این شعور باطن، حاوی پیوندی بی‌واسطه و مستقیم با حقیقت کلی عالم است و از آن جا که حقیقت عالم وجودْ مطلق کمال و جمال است، انسان حاوی شعور فطری درمقایسه با کمالات و فضایل و زیبایی‌هاست. هنر نیز از همین رابطه ذاتی انسان با حقیقت عالم وجود و با روح کلی عالم منشأ می‌گیرد؛ همان‌گونه که عبادت و پرستش نیز از همین رابطه ذاتی با حقیقت کلی برمی‌خیزد. احساس انسان در مقابل طلوع و غروب خورشید، در مقابل وزش نسیم در لابه‌لای برگ‌های درختان، در مقابل گل‌ها و در مقابل تجلیات فصول مختلف در طبیعت، احساس انسان در مقابل آسمان پرستاره و…، تجلیات احساس متفاوتی است که در روح انسان در مقابل حقیقت واحد ظهور و بروز پیدا می کند.»

برای شما نیز جالب است؟  مدیران وقت صدا و سیما آوینی را تحقیر می‌کردند/ آرزو داشت مستند «محمدکریم پیرنیا» را بسازد

دیدگاه‌های آوینی به معنا و معنی کلی هنر محدود نمی‌شود. از آنجایی که خود فیلمساز بود و کارهای مستند ایشان در دوران دفاع مقدس و بعد از آن، مورد استقبال عموم مردم قرار گرفت، برخلاف دیگران که مبهوت ماهیت سینما، در مقابل این جادوی تصویر موضعی منفعلانه داشتند، در قامت یک هنرمند مسلمان به معنای حقیقی کلمه که نفسانیات خود را قربانی کرده بود و هیچ چیز جز رضای حق مطلوبش نبود، از موضعی معرفتی، این رسانه را نقد می‌کرد. حتی در مقطعی که جایزه اسکار برگزار شد به نقد این موضوع پرداخت و معتقد بود که غرب این جایزه را بی ثمر به کسی نمی‌دهد.

شهید سید مرتضی آوینی ساحت سینما را دکانی برای عرفان‌های دروغین، میدانی برای مجال بروز دغدغه‌های شبه روشنفکران غرب زده و ویترینی برای عموم مردم نمی‌پنداشت؛ حتی سینما را در حد غایی آن به نوعی یک رسانه برای رساندن صحیح و درست معنی می‌خواست و می‌دانست.

ایشان در فرضیه‌آل‌ترین مرحله تصور، سینما را برای فیلم‌هایی که به بهانه تجارت نازل‌ترین ذائقه‌ عموم مردم را هدف قرار می‌دادند و برای فیلم‌های شبه روشنفکری نمی‌خواست؛ حتی مطبوعاتی برای بازگویی، کشف و شهود حقایق نهفته و آشکار در عالم هستی و مفاهیم متعالی الهی انسانی، می‌پنداشت.

آوینی معتقد بود، برخلاف آنچه عموما نقل می‌شود، فیلمْ، بازآفرینی یا بازتاب حقیقت نیست؛ حتی بازتابی از درون فیلم‌ساز است. از اینرو، ایشان اصالت را به فیلم‌ساز می‌دهد. فیلم‌سازی که خود وارد ساحتی از حقیقت گشته و با هستی ارتباطی تنگاتنگ برقرار کرده است، به نسبت معرفتی که کسب کرده می‌تواند از تکنولوژی عبور کند و فیلمی متناسب با تفکر و اندیشه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس بسازد.

سید شهیدان اهل قلم پیرامون موسیقی نیز اظهاراتی کرده است. نگاه ایشان به موسیقی به نوبه خود نگاه بدیعی است که سعی کرده هنر حقیقی را مطرح کند و تمایز آن را با مسئله آگهی که امروز به طرز وسیعی در غرب جای هنر را گرفته است، پرداخت کند.

آوینی گفته است: «موسیقی مستقیما نتیجه روح کسی است که آن را ساخته است و از روح آن هنرمند موسیقی‌دان ناشی می‌شود. با این وجود در غرب، کارهای ضعیفی از هنر هست. اگر اینجا بگویم، زیاد درست نیست…»

برای شما نیز جالب است؟  در جست و جوی حقیقت

ایشان به علاوه از طرف دیگر گفته است: «اگر نوای نی، تناسب‌هایی بین صوت‌ها برقرار کند که این تناسب‌ها درست مانند موسیقی به‌وسیله اعصاب دریافت شوند، هیچ فرقی ندارد. چون وقتی آدم می‌خواهد ضجه بزند، با موسیقی ضجه می‌زند. آدم در خیلی از موارد به درگاه حضرت پروردگار که دعا می‌کند، با موسیقی است. اصلا آدم با موسیقی دعا می‌کند. موسیقی آهنگی است که به دعایش می‌دهد که در ابزار‌های موسیقی فارسی هم هست. اگر آن دعا را بیاورید، می‌شود گفت که در کدام ابزار است؛ یعنی موسیقی دارد.»

در قسمت گرافیک و انقلاب اسلامی آوینی چنین گفته است: «هنر گرافیک هم پای جنگ، مجلایی شد برای انوار عرفانی جهاد در راه خدا و آن مراتب بلندی که رزم آوران بدان دست یافته بودند. از اینرو، سیر تاریخی هنر گرافیک را در ایران بعد از انقلاب باید بهمراه مراحل تاریخی انقلاب ارزیابی کرد و نه غیر آن، چرا که هویت گرافیک در ایران بعد از انقلاب هرگز در امتداد طبیعی هنر قبل از انقلاب قرار ندارد. این سخن را در باب نقاشی، شعر، موسیقی، جریان نویسی، سینما و تئاتر نیز باید باز گفت- با اینکه در برخی از این عرصه‌ها این تمایز چهره‌ای عیان دارد و در برخی دیگر خیر. عمده نقاشان و گرافیست‌هایی که حضورشان در جنگ، هم پای رزم آوران احساس می‌شد، هم آنان‌اند که از شروع پیروزی انقلاب اسلامی در عرصه هنری گرد آمده‌اند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متوقع است که در عرصه هنر، حرکت پیوسته و هدف‌داری شروع شده باشد برای دستیابی به هویت مستقل و واضح هنری متناسب با انقلاب و این عهد تازه ای که انسان با خدا بسته است.»

شهید آوینی خود را متعهد به هنر می‌دانست و یکی از مسائل جدی زندگی خود برمی‌شمرد.‌ وظایفی را که از منظر خود پیرامون هنرمند می‌دانست این‌گونه مطرح نموده است: «هنرمند موحد، قبلی از آن که باید جهان را به مثابه نشانه‌ای برای حق ببیند و به تبعیت از این تعهد، هنر ایشان نیز رو به بالا بیاورد و به حقایق متعالی اشاره داشته باشد، باید زبان سمبولیک اشیا را با استناد به این حقیقت بیابد که هر شی در حقیقت آیت و نشانه حق است و از وجه مخصوصی به حق اشاره دارد و این اشارات نیز با یکدیگر دارای اختلاف است.»

برای شما نیز جالب است؟  نشست نقد و بررسی کتاب «جامه سرخ» برگزار شد - |

شهید آوینی معتقد بود ادبیات، شأنی از شئون است که انسان در آن متحقق می‌شود و از اینرو، همه تحولاتی که برای بشر روی می‌دهد، خواه ناخواه در ادبیات ظهور می‌کند. ایشان می‌گفت: «با انقلاب اسلامی، انسانی دیگر پای به عالم ظهور نهاده است که این انسان، طرحی نو در خواهد انداخت و عالمی دیگر بنا خواهد نمود و از مقتضیات این عالم تازه، یکی هم آن است که ادبیات و هنر دیگری پای به عرصه تحقق خواهد نهاد. از لحاظ ما، هنر انقلاب ماهیتا متمایز از آن مفهومی است که در جهان غرب و غرب زدگان به اسم هنر خوانده می‌شود. هنر انقلاب، قالب و ماده هنر غربی را می‌گیرد با اینحال بدان روح و صورتی تازه خواهد بخشید و بالاخره، از جهت ماده و قالب کار نیز از هنر غربی تمایز پیدا خواهد کرد و در مراحل بعدی سعی خواهند کرد که در ماده هنر و قالب‌های آن نیز، تغییراتی متناسب با روح و عهد ویژه خویش ایجاد کنند.»

ایشان به علاوه از طرف دیگر در انتقاد از برداشت غلط از آزادی در هنر عنوان می‌کند: «آزادی در نفی همه تعلقات است، جز تعلق به حقیقت که عین ذات انسان است. وجود انسان در این تعلق است که معنا می‌گیرد و از اینرو، آزادی و اختیار انسان، تکلیف اوست در قبال حقیقت؛ نه حق ایشان برای ولنگاری و رهایی از همه تعهدات و مقدمتا ضروری است بگوییم که هنر و ادبیات نیز در مقابل همین معنا ملتزم است… آزادی هنر نباید در پایین پا گذاشتن معیارهای اخلاقی جامعه و یا توهین به مقدسات معنا بیابد… آزادی هنرمند در درک تکلیف اوست، نه در نفی و طرد التزام به همه چیز.»

اندیشه‌های سید مرتضی آوینی، بازهم از جریانات مهم انقلاب اسلامی به شمار می‌رود و علاقه مندان فراوانی دارد با اینحال خوب می‌دانیم که تفکرات آوینی با شناخت انقلاب اسلامی و رابطه آن با هنر حاصل می‌شود.

همراه همیشگی مبارز بلاگ باشید و این وبلاگ را به دوستان خود معرفی نمائید.

منبع

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی