قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی

حکایت عاشقانه حقیقت؛ از تولد در فرانسه تا شهادت در ایران – |

حکایت عاشقانه حقیقت؛ از تولد در فرانسه تا شهادت در ایران – |

در موردموضوع مقاومت نوشته ای داریم با عنوان حکایت عاشقانه حقیقت؛ از تولد در فرانسه تا شهادت در ایران – . | .. در صورت علاقه این نوشته را پیشتر بخوانید.

. – گروه فرهنگ: ژروم امانوئل کورسل در فرانسه، از یک پدر تونسی الاصل و یک مادر مسیحی فرانسوی دیده به جهان گشود.

نوجوان بود که بهمراه پدرش به تونس رفت.

ژروم از همان ایام در جستجوی یافتن حقیقت بود. ایشان در تونس، با دین مبین اسلام آشنا شد؛ آن را برگزید و اسم کمال را برای خود انتخاب کرد.

بررسی ها کمال به در همین نقطه ختم نشد و بدین جهت، هرجا حرف و سخن زیادی می شنید یا می دید؛ با کمال شور و شوق گوش می کرد یا می خواند تا بتواند راهِ یافتنِ حقیقتِ را تداوم بخشد.

ایشان در همان روزهای، با بیانات امام رو به رو و از همان روزهای هم مرید ایشان شد.

در آن روزگار، دانشجویان ایرانی در پاریس، کانونی مذهبی داشتند که یکی از فعالیتهای آنان، برپایی دعای کمیل در هر شب جمعه بود.

کمال به طرز اتفاقی در یکی از این دعاهای کمیل کمپانی کرد و با استناد به اصالت پدرش و اینکه ایشان هم زبان عربی را به خوبی می فهمید؛ شیفته مفاهیم متعالی این دعای شگرف شد.

ایشان هفته بعد و هفته های بعد، باز هم به شکل داوطلبانه در مراسم دعای کمیل کمپانی کرد.

یکی از دوستان کمال پیرامون آن روزهای چنین گفته است:

بعد از آن شب، ژروم هر شب جمعه با لباس مرتب و معطّر، برای دعای کمیل می ‌آمد. چند ماه بعد، یکی از دوستان نزد من آمد و گفت:

بیا ژروم را نگاه کن!

ژروم، در نمازخانه کانون سرگرم نماز خواندن بود. 

شب که به خانه آمد پرسید: تو امروز ظهر مرا دیدی؟ سریع گفتم: مبارک است. احساس کردم که شرح دادن برایش سخت است. گفتم: برویم شیرینی بخریم. بعد از خرید شیرینی گفت: من شیعه شدم. گفتم: خدا را شُکر، الحمدالله. چه کسی تو را شیعه کرد؟ منتظر بودم اسم یکی از دوستانمان را بشنوم. لحظه ‌ای سرش را پایین انداخت و گفت: دعای کمیل امام علی.

و این نیز، بیانی است از نمونه دیگری از دوستان کمال پیرامون آن روزگار:

من سال ۱۳۶۱ شمسی وارد اروپا شدم و تازه ترین ورودی قبولی زبان انگلیسی بودم. در ‌نهایت به فرانسه رفتم.

در آنجا و بهمراه دوستان و با استناد به تمایلاتی که داشتیم، مرکزی با  عنوان کانون دانشجویان مسلمان تشکیل دادیم.

در فعالیتها و برنامه های این کانون، عده ای از جوانان فرانسوی و حتی جوانانی از دیگر کشورها هم کمپانی می کردند که کمال کورسل یکی از آنها بود. ایشان با بقیه مردم دارای اختلاف بود و یک بصیرت جدی داشت و مانند تشنه ‌ای بود که آب را با ولع می‌خورد و با این وجود برداشتش هم از مسائل مختلف دارای اختلاف بود … .

و اینچنین بود که کمال کورسل، به تشیّع گروید.

ایشان بعد از آن، به مطالعه کتب آیت الله استاد مطهری پرداخت تا از شیعه بیشتر بداند و آموخته های خود را کامل کند.

چندی بعد ایشان در کمال ناباوری تصمیم گرفت تا به ایران بیاید و به تحصیل علوم دینی و حوزوی پرداخت کند؛ تصمیمی که برای همه عضو های خانواده و با این وجود دوستانش، غیر منتظره بود.

با اینحال نتیجا در ابتدا دهه شصت هجری شمسی وارد ایران شد و به تحصیل سرگرم شد.

آنگونه که دوستانش پیرامون آن ایام نقل می کنند؛ وی با کمال جدّیّت و پشتکار درس خواند و کمتر اوقات فراغت داشت و با این وجود دیگر طلبه ها را هم به استفاده دقیق از وقت و مدیریت لحظه ترغیب می کرد و در عین حال از آنان علاقه داشت که ایشان را ابوحیدر بنامند.

ایشان خیلی زود با ایران اسلامی خو گرفت و پیشتر فعالیتهایش، دو کتاب ارزشمند چهل حدیث حضرت امام و کتاب مسئله حجاب شهید آیت الله مطهری را به زبان فرانسوی ترجمه کرد.

همان ایام بود که یکی از سخنرانی های پیر و مُرادش، یعنی حضرت روح الله پیرامون وجوب حضور در جبهه های دفاع مقدس، ایشان را به حضور در جبهه ها فرا خواند.

و نتیجا این جوان مُستبصر که در ۱۷ سالگی مسلمان شده بود؛ در  مرداد ماه سال ۱۳۶۷ و در عملیات مرصاد، آسمانی شد.

یکی از همرزمان ایشان پیرامون نحوه شهادتش چنین گفته است:

“… سه روز بی ‌آبی و بی ‌غذایی، امان بچه‌ ها را بریده بود.

برای شما نیز جالب است؟  مادری که با دیدن پیکر پسرش از هوش رفت

عده ای تحملشان تمام شده بود. با ناراحتی می‌گفتند چرا با همان هواپیمایی که ما را آوردند، برایمان آب و غذا نمی‌آورند؟!

بی سیم چی، به فرمانده پیغام می ‌داد که طاقت عده ای بچه ‌ها تمام شده است.

در همان بحبوحه بود که کمال از من پرسید:

چه شده؟ بچه ها چه می‌گویند؟

برایش شرح دادم.

ناگهان عصبانی شد و فریاد زد:

چرا خجالت نمی ‌کشند؟ از خدا خجالت بکشند. ما امروز با این تحمل تشنگی و گرسنگی، با امام حسین (ع) همدردی می ‌کنیم؛ شما مگر امام حسین (ع) را نمی ‌شناسید؟ ما حسینی هستیم؛ من امروز امام حسین (ع) را شناختم … .

همه با شنیدن حرفهای کمال ساکت شدند.

کمال ادامه داد: باید حسین ‌گونه باشیم. چرا بی‌تابی؟

اینها را که گفت، از کنار ما بلند شد و چند قدم دورتر رفت.

هنوز با خودش حرف می ‌زد که یک آر پی ‌جی کنارش خورد و به شهادت رسید … .”

ضروری به ذکر است که این شهید سرافراز دفاع مقدس، به کنیه و لقب ابوحیدر الفَرَنسی، شهید تونسی و به علاوه از طرف دیگر تنها شهید اروپایی دفاع مقدس هشت ساله شناخته می شود.

چندی قبل بود که مراسمی برای پاسداشت این شهید سرافراز، در رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در تونس برپا شد که پدر بزرگوار این شهید هم در آن مراسم حاضر بود.

ایشان در آنجا گفت:

“در لحظه حضور پسر شهیدم در ایران، ایشان پیوسته برای من نامه ‌هایی را به تونس ارسال می‌ کرد تا اینکه چند سال از ایشان بی‌ خبر شدم؛ در عین حال امکان سفر به ایران و تحقیق در باب ایشان برایم امکان ‌پذیر نبود؛ تا اینکه متوجه شدم پسرم در در عملیات مرصاد شهید شده است.

برای شما نیز جالب است؟  ایثارگران گنجینه‌های ارزشمند در تاریخ کشور هستند - |

به علاوه از طرف دیگر تا اینجای کار به دلایل مختلف، امکان سفر به ایران برای حضور بر سر مزار فرزند شهیدم ممکن نشده است و امیدوارم قبل از اینکه از دنیا بروم؛ بتوانم قبر ایشان را زیارت کنم.”

و اکنون و با هماهنگی های صورت گرفته، پدر این شهید عالیمقام در ایران است تا امروز، به آرزوی دیرینه اش برسد.

امیدواریم این نوشته با عنوان حکایت عاشقانه حقیقت؛ از تولد در فرانسه تا شهادت در ایران – . | . برای شما مفید بوده باشد. در صورت علاقه این خبر را برای دوستان خود ارسال نمائید.

منبع

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی