قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی

در اندرون من خسته دل ندانم کیست

در اندرون من خسته دل ندانم کیست

پیرامون فرهنگ مقاومت نوشته ای داریم با اسم در اندرون من خسته دل ندانم کیست. که پیشتر به آن میپردازیم.

به‏‎ ‎‏اقتضای پیشه طبابت، به مدت ده سال افتخار همنشینی با رهبری دلنشین و بی‌بدیل الهی را یافتم. ما ‎‏مراقب تندرستی و درمان دردهای جسمانی ایشان بودیم و ایشان با حالات، گفتار و کردار، درمانبخش و تسکین‌ده آلام و اضطراب‌های ما بود؛ تأثیر شگفتی که عظمت روح و جان‏ تربیت‌یافته امام در من در این منحنی دیرینه سال طبابت به جای گذاشت.

به نوشته بولتن نیوز، شروع
دردهای قلبی حضرت امام ابتدا سال ۱۳۵۸ باعث شد ‎‏دکتر موسی زرگر وزیر وقت
بهداری، اینجانب و چند نفر دیگر را برای تشخیص و درمان بیماری حضرت امام
عزیز دعوت کنند. ابتدا مسئولیت دعوت‌ها، ‎‏مشورت‌ها، بستری شدن در
بیمارستان قلب و درمان به عهده دکتر زرگر بود، با این وجود به دلیل نوع بیماری و
تطبیق آن با رشته‌های تخصصی اینجانب و حضور‏‎ ‏بی‌وقفه حقیر در خدمت حضرت
امام، بعد از مرخص شدن از بیمارستان قلب ‏مسئولیت به دوش حقیر قرار داده شد.‏

‏‏ده
سالی که هر لحظه‌اش سالی پربار بر عضو های تیم پزشکی می‌گذشت و فرد فرد تیم
پزشکی خوب می‌دانستند از ابرمردی تاریخی مواظبت می‌کنند و افتخار طبابت
غیورمردی را دارند که ملت‌های ستمدیده دور و نزدیک جهان در انتظار
تراوش‌های گهربار و انسان‌ساز ایشان به سر می‌برند.‏ تیم پزشکی عاشقانه از قلب
تپنده حامی مستضعفان جهان به نمایندگی از طرف فرد‏ فرد عاشقان، دلباختگان و
شیفتگان حضرتش چون مردمک چشم پذیرایی می‌کرد.

‏‏پزشکی
که برای سپری کردن ساعات کشیک در محل اقامت حضرت امام عزیز حاضر می‌شد،
احساسی چند صد و حتی میلیون‌ها برابر بیشتر از آن داشت که در خط اول جبهه
دارند. چونکه کسی که در جبهه است با یک دشمن روبه روست، با این وجود طبیب با هزاران
بیماری خطرناک، مهلک و مرگبار و اکثرا با علل نامعلوم روبه رو خواهد بود.‏
من هم با مسئولیتی که با جان و دل متقبل شده بودم، در بیشتر مواقع در این جبهه در
سنگر حاضر بودم و در مدت ده سال غیر از یک سفر حج کوتاه مدت از تهران خارج
نشدم. فکر ما، ذکر ما، بررسی ها تازه ترین کتب و مجلات پزشکی ما همه و همه در
جهت حفظ سلامت و حیات حضرت امام عزیز بود.‏

‏‏هرگاه
که دردی جانسوز یا بیماری‌ای به امام عزیزمان روی می‌آورد تار و پود وجود و
تک تک سلول‌های عضو های تیم پزشکی را چنان به لرزه در می‌آورد که ‏کنترل آن
ممکن نبود و پیوسته، بهترین و جدی ترین آرامبخش ‏ناراحتی‌های ما، سخنان و
پندهای حکیمانه و جملات گهربار حضرت امام عزیز ‏بود.‏

پرستاری ۲۴ ساعته

‏‏در‏‎
سال‌های ‎‏ابتدایی، مردم تیم پزشکی در فاصله چند متری محل سکونت‏‎ امام
مقیم بودیم و در سه سال آخر به دلیل احتیاج به مراقبت ‏بیشتر و نزدیک‌تر، در
چند قدمی محل سکونت ایشان ساکن شدیم و در موارد ضروری بسرعت در کنارشان
حاضر می‌شدیم. با وجود این وقت یکبار دور هم جمع می‌شدیم و راجع به بروز
بیماری‌های ممکن و پیشگیری و درمان ناراحتی‌های حضرت امام بحث و گفت‌وگو
می‌کردیم و در صورت احتیاج از تازه ترین کتب و مجلات روز جهان سود می‌بردیم.

اگر
به این نتیجه می‌رسیدیم که صاف بودن و غیرعاج‌دار بودن کف کفش حضرت امام
احتمال سر خوردن و صدمه زدن به ایشان را زیاد می‌کند، فورا کفشی که کف
آن عاج‌دار باشد تقدیمشان می‌کردیم.‏ اگر احتمال افتادن از حاشیه پلکانی
داده می‌شد، فورا نرده آهنی در ‏آنجا احداث می‌کردیم. اگر وسیله طبی یا
دارویی مورد احتیاج بود، به هر نحوی در اسرع وقت تکمیل و تقدیم حضورشان
می‌کردیم.‏ چون می‌خواستیم در هر لحظه لحظه بروز حادثه‌ای در خدمت حضرت
امام باشیم، در اتاق نشیمن، اتاق کار، آشپزخانه، دستشویی، اتاق خواب و در
نزدیک محل اقامه نماز، زنگ ویژه نصب کردیم. یکی از همین زنگ‌ها در ۶
فروردین ۶۵ به صدا در آمد. همزمان با اینکه احساس بیهوشی به امام ‏دست داده
بود‌. بعد از زنگ زدن، در یک لحظه کوتاه قلبشان از تپش ایستاد و در جستجوی
صدای همین زنگ در آشپزخانه بود که ابتدا حاج سید‌حسن آقا، فرزند ارشد ‏حاج
سید‌احمد آقا سپس خانم حاج سید‌احمد آقا و پزشک کشیک، دکتر مسعود پورمقدس و
برادران دیگر به بالین امام آمدند و با ماساژ قلبی و تنفس دهان به دهان و
اعمال دقیق و صحیح پزشکی، حضرت امام از نو علائم حیات پیدا کردند و به
هوش آمدند.

‏‏پس
از آن، با مجهزترین و بروزترین قابلیت ها ممکن شده در خدمت ایشان بودیم.
کنترل ضربان منظم و نامنظم قلب از راه دور به مدت سه سال و سه ماه،
منحصربه‌فردترین راهی بود که برای حضرتش انجام دادیم. تا آن وقت در تاریخ
طب گزارش چنین موردی نبود که ضربان قلب بیماری را به مدت سه سال و سه
ماه هر لحظه به طرز مداوم و بدون انقطاع از راه دور کنترل کنند.

‏‏
فکر کردیم اگر قلب حضرت امام ناگهان کند شود یا ایست کامل بیابد، ضرورت
دارد با باتری، قلب را وادار به ضربان کنیم. به علاوه از طرف دیگر تصمیم به احداث مرکز
بیمارستانی تجهیز به امکاناتی خوب گرفتیم و چون لحظه در درمان بیماری‌های
اورژانس اهمیت بینهایت زیادی دارد، مرکز درمانی فوق را در فاصله ۲۰ متری محل سکونت
حضرت امام احداث کردیم.‏

‏‏تدبیر یادگار امام

در
تمام موارد فوق، حامی، مشوق، هادی، طراح و مرشد ما مرحوم حاج سید احمد
خمینی بود. بروز درد قلبی برای حضرت امام که اکثرا معلول مسائل اجتماعی و
سیاسی بود، روح لطیف و حساس حاج احمد‌آقا را سوهان می‌زد، با این وجود به دلیل مصالح
اجتماعی و پیشرو نمی‌موفق شد تصویر‌العمل طبیعی در طرف دیگر دردها و فشارها
نشان دهد و در درون می‌ریخت و می‌سوخت و می‌تولید.‏

‏‏حاج
سید‌احمد آقا می بایست از جهت دیگر درد جانسوز قلبی امام عزیز را تحمل می‌کرد و دم
بر نمی‌آورد و از طرف دیگر با سیاست مخصوصی که ویژه خود ایشان بود، علل
ناهماهنگی‌ها، نابسامانی‌ها و فشارهای عصبی و استرس‌ها را بر طرف می‌کرد.‏
چون با قلب تپنده خود و میلیون‌ها انسان عاشق سروکار داشتیم از جان مایه
گذاشتیم و آستانه بوسیدیم و با عرض ادب انجام وظیفه کردیم و چون فرزندی از
پدر پیرمان پرستاری کردیم.

برای شما نیز جالب است؟  کلنا عباسک با زینب(س) من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می ‌رود+تصویر

همراه همیشگی مبارز بلاگ باشید و این وبلاگ را به دوستان خود معرفی نمائید.

منبع

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی