قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی

در هر قطره ی خونم اسم مقدس خمینی را خواهید یافت

در هر قطره ی خونم اسم مقدس خمینی را خواهید یافت

پیرامون فرهنگ مقاومت نوشته ای داریم با اسم در هر قطره ی خونم اسم مقدس خمینی را خواهید یافت. که پیشتر به آن میپردازیم.

به مناسبت بیست خرداد سالروز شهادت آیت الله سعیدی به دست ماموران ستم شاهی؛

آیت الله سعیدی در جستجوی تلاشهای پیگیری که جهت معرفی امام (ره) و نهضت پربرکتش داشت، هجرتی به عراق کرد و در آنجا جلساتی تشکیل داد و نهضت حضرت امام(ره )و شخصیت والای روحانی ایشان را تشریح نمود و …

گروه فرهنگ و هنر: مجاهد شهید حضرت آیت‌ا… محمدرضا سعیدی در دوم اردیبهشت ۱۳۰۸ چشم به جهان گشود. در کودکی مادرش را از دست داد و تحت نظر پدر سرگرم تحصیل شد. بعد از تحصیل در عرصه‌های مشهد و قم و بهره برداری از محضر بزرگانی چون آیت‌ا… بروجردی و حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه) به اجتهاد رسید. مدتی برای تبلیغ اسلام به کویت عزیمت کرد و با شروع نهضت امام خمینی (رحمه الله علیه) در ۱۳۴۱ بهمراه بسیاری از روحانیون و مردم به فداکاری و مجاهدت در راه اسلام پرداخت.

به نوشته بولتن نیوز، آیت‌ا… سعیدی از تصمیم و عزم راسخ امام برای قیام لله و قدرت باورنکردنی و عظیم ایمان و توکل امام نیروی تازه گرفت و راه تمامی رنج و مبارزه و اخطار را با میل و شور و شوق انتخاب کرد و از هیچ کوشش و مجاهدتی دریغ نکرد و به فعالیت‌های مختلف پرداخت به گونه‌ای که چندین بار به وسیله عوامل ساواک دستگیر شد. در اردیبهشت ۱۳۴۹ بعد از آنکه رژیم شاه از سرمایه‌گذاران آمریکایی دعوت کرد تا باصطلاح در ایران سرمایه‌گذاری کنند و در حقیقت در یک حرکت استعماری، اقتصاد ایران را بطور کلی در دست آمریکایی‌ها قرار دهند، علمای عرصه علمیه قم با پخش اطلاعیه‌ای مردم را از این اخطار بزرگ مطلع ساختند.

با استناد به این شرایط آیت‌الله محمدرضا سعیدی علیه استعمارگران دست به فعالیت‌های شدیدی زد و با پخش اعلامیه‌ای به زبان عربی خطاب به علمای کشورهای اسلامی، آنها را دعوت به قیام و مخالفت نمود. رژیم شاه که از حرکت پرخروش ایشان به وحشت افتاده بود، ایشان را دستگیر و در قزل قلعه زندانی کرد. این عالم مجاهد در روز چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۴۹ تحت شدیدترین شکنجه‌ها، به شهادت رسید.

آیت الله سعیدی غیر از ادامه تحصیل و تدریس طلاب به مسافرتهای تبلیغی نیز همت گماشت و درطی یکی از همان سفر ها یکبار در آبادان به خاطر سخنرانی افشاگرانه ضد رژیم به زندان افتاد با اینحال در اثر تلاش آیت الله العظمی بروجردی (ره) از زندان آزاد شد بعد از این مسئله در پی درخواست گروهی از ایرانیان مقیم کویت برای تبلیغ اسلام، که خواستار عالم صالح و مبلغ توانایی بودند.

این ماموریت و رسالت به آیت الله سعیدی واگذار شد و ایشان برای تبلیغ دین به کویت عزیمت نمود و مدتی در این کشور سرگرم انجام امور تبلیغی شد.

با شروع نهضت امام خمینی(ره )در شروع دهه ۱۳۴۰آیت الله سعیدی که شیفته راه و طریق و مسلک مرید خویش بود به نهضت پیوست و از همان شروع نهضت اسلامی در سنگر مبارزه قدم گذاشت و در این راه از هیچ کوششی فرو گذار نکرد.

شهید سعیدی از آن ایام چنین نقل می کند:”‌ لحظه نماز مغرب و عشا به منزل امام (ره )رفتم، می خواستم با ایشان مذاکره کنم، امام تکمیل نماز بود، وقتی منظورم را فهمید اندکی نماز را تاخیر انداخت.

برای شما نیز جالب است؟  فکر می‌کردیم تا ابد دفن‌ شده‌ایم
 به عرض رساندم: آقا! با استناد به برداشتی که من کرده ام، از این به بعد شما در مبارزات خود، یاوران کمتری خواهید داشت.

امام(ره ) فرمود: سعیدی! چی می گویی؟! به خدا قسم اگر تمام جن و انس پشت به پشت هم بدهند و در طرف دیگر من بایستند، چون من این راه را حق یافته ام، از پای نخواهم نشست”‌ این دیدار و این سخنان امام اثری عظیم بر روحی مبارز و حقیقت جوی شهید نهاد و چنان که خود ایشان نقل میکنند: ” با سخنان امام چنان دلگرم شدم که روح تازه ای در وجودم دمیده شد و ایمان بیشتری به قیام و حرکت امام پیدا کردم”‌

و این گونه بود که زمانیکه بعد از تبعید امام (ره ) در آبان ۱۳۴۳، وقتی که می بایست چراغ مبارزه علیه رژیم خاموش نگردد مجاهدین ایثار گری مانند آیت الله سید محمد رضا سعیدی جانانه در راه ادامه نهضت کوشیدند و در این راه از هیچ چیزی حتی بذل جان دریغ نورزیدند.

 در هر قطره ی خونم نام مقدس خمینی را خواهید یافت
بعد از تبعید امام(ره )، آیت الله سعیدی در جستجوی تلاشهای پیگیری که جهت معرفی امام (ره) و نهضت پربرکتش داشت، هجرتی به عراق کرد و در آنجا جلساتی تشکیل داد و نهضت حضرت امام(ره )و شخصیت والای روحانی ایشان را تشریح نمود و تلاش و خدمات ایشان بود که عرصه های استقبال از امام را ممکن تولید.

با اینحال بعد از مدتی و با صلاحدید حضرت امام(ره) با اسم امام جماعت مسجد موسی بن جعفر (ع) در تهران انتخاب شد و این مسجد را به سنگری برای مبارزه علیه رژیم قرارداده در این مکان مقدس به تربیت جوانان پیشرو پرداخت.

از اهم فعالیتهای فرهنگی و تبلیغی ایشان در این دوره ترجمه رساله امر به مشهور و نهی از منکر امام (ره) از کتاب تحریر الوسیله و چاپ و نشر آن به اشتراک جوانان بود.

به علاوه از طرف دیگر آن شهید بزرگوار نوارهای امام (ره) را در نجف تحت عنوان “ولایت فقیه”‌ چاپ و تکثیر کرد.

این اعمال در نشر دیدگاه ها و اهداف رهبر نهضت اسلامی امام خمینی، اثری شگرف داشت. این فعالیتهای آن شهید بزرگوار همراه با اقداماتی چون اخطار جدی ایشان درمقایسه با سرمایه گذاری “کنسرسیوم آمریکایی”‌ که از آن با اسم گام مکمل کاپیتولاسیون یاد می شود باعث گردید تا ایشان به دفعات به وسیله ساواک دستگیر، زندانی و ممنوع المنبر شود، با ادامه و تشدید فعالیتهای شهید سعیدی ایشان به وسیله نیرهای ایمنی دستگیر و تحت شکنجه قرار گرفت.

شدت شکنجه ها به حدی بود که تنها بعد از چند روز بعد از دستگیری در زندان در تاریخ بیست و یکم خرداد ماه ۱۳۴۹ به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

از نمونه نکات این وصیتنامه این است من راضی نیستم برای من خرج بکنید. اگر مجلسی می گیرید، مسائل شرعی را برای مردم بیان کنید. سپس به فرزندان خود می گویند از ایات ۱۵۲ تا ۱۵۷ از سوره دوم غفلت نورزند.

به هر حال این وصیتنامه را امضا می کنند و ساواک هم متوجه نمی شود و قرآن را به خانواده ایشان می دهند . ما هم می دانستیم که ایشان را شهید کردند.

برای شما نیز جالب است؟  فرهنگ شهادت و ایثار, نقطه اشتراکی که همه مردم را بر سر سفره انقلاب گرد هم آورد

علمای بزرگ مانند آیت الله شهید مطهری، شهید مفتح، مرحوم آیت الله طالقانی و دیگر علما و بزرگان در منزل ما جمع شده بودند و خیلی دوست داشتند که بدانند ایشان را شهید نموده اند.

برای اثبات این امر در جستجوی سندی می گشتند؛ تا اینکه مرحوم شهید آیت الله مطهری می فرمایند اگر وصیتنامه ای هست، بیاورید. ما هم گفتیم وصیتنامه مختصری ایشان روی جلد قرآن نوشته اند.

ایشان با شهید مفتح وصیتنامه را مطالعه می فرمایند؛ تا اینکه به این نکته می رسند که از ایات ۱۵۲ تا ۱۵۷ غفلت نورزید. در قسمتی از این ایات آمده: « وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ یقْتَلُ فی سَبیلِ اللّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْیاءٌ وَ لکِنْ لا تَشْعُرُونَ» بقره/۱۵۴.

وقتی به اینجا می رسند، شروع به گریه کردن می کنند و مطمئن می شوند که ایشان را شهید کرده اند و آن گاه سرشان را روی دوش همدیگر می گذارند با صدای بلند گریه می کنند.

سپس برقها را روشن و درهای سلولها را باز کردند. بعد ما رفتیم و دیدیم که جنازه ی شهید سعیدی روی زمین افتاده و عمامه ایشان داخل دهان است. به وسیله عمامه ایشان را خفه کرده بودند.

پیغام شهید درباره حضرت امام خمینی (ره):

در هر قطره ی خونم نام مقدس خمینی را خواهید یافتآیت الله سعیدی علاقه و ارادت مخصوصی درمقایسه با حضرت امام خمینی (ره) داشت. درباره امام (ره) گفته بود:« به خدا سوگند اگر مرا بکشید و خونم را بر زمین بریزید، در هر قطره ی خونم اسم مقدس خمینی را خواهید یافت.»

« حضرت امام شبیه به‌ترین عالمان درمقایسه با با این وجود‌الله، امام لحظه علیه السلام و آباء طاهرینش می باشد.»

« مرا بگیرید و به بند و حبس کشید تا آن‌وقت از من سلب مسئوولیت شود، چه اگر آزاد باشم فریاد می زنم، حقایق را می گویم و افشاگری می کنم.

من این لباس را پوشیده‌ام و از بیت المال امرار معاش می کنم که پاسدار اسلام و وفادار به رهبرم، امام خمینی باشم ….. از اینرو باید فریاد بزنم و جز این چاره‌ای ندارم»

اعلامیه امام پیرامون آیت الله سعیدی

… این تنها سعیدی نیست که با این وضع اسف انگیز درگوشه زندان از پای در می‌آید بلکه چه بسا مردم مظلوم و بی‌گناه به جرم حقگویی در سیاهچال‌های زندان مورد ضرب و شتم و شکنجه‌های وحشیانه و رفتار غیر انسانی قرار می‌گیرند.

اینجانب کراراً اخطار دولت اسراییل و عمال آن را به ملت گوشزد کردم که باید مقاومت منفی کنند و از معامله با آنها احتراز جویند. اکنون راه را برای مصیبت بزرگتری باز کرده‌اند و ملت را به اسارت سرمایه‌داران می‌خواهند، درآوردند.

من قتل فجیع این سید بزرگوار و عالم فداکار را که برای حفظ مصالح مسلمین و خدمت به اسلام جان خود را هدیه نمودند، به ملت ایران تعزیت می‌گویم و از خداوند متعال رفع شر ابزار جبار و عمال کثیف استعمار را مسألت می‌نمایم.

وصیت نامه شهید

بسم الله الرحمن الرحیم

وصیتنامه من سید محمد رضا سعیدی خراسانی:
پسران من همگی اهل علم و تبلیغ برای خدا شوید. دختران من به شوهر اهل علم و تبلیغ همسر شوید. در زندگی با هم متحد باشید و برای دنیا با هم اختلاف نکنید. همگی حق مادر را رعایت کنید و جنازه مرا در قم دفن کنید و مرا دعا کنید …

برای شما نیز جالب است؟  غریبانه؛ از اعزام تا شهادت

هر کس که می‌خواهد زحمت فاتحه خواندن برایم بکشد، بگویید بجای آن یک مسأله یاد بگیرد و رفتار کند. هر کس به من بدهکار است، من که صورت ندارم، اگر تا آخر عمرش نتوانست پرداخت کند، بری الزمه است.

افزون بر فعالیتهایی که در مسجد داشت، برای گروهی از بانوان در منزل خویش جلساتی تشکیل داد و به تدریس جامع المقدمات، سیوطی، مغنی و نیز عروه الوثقی پرداخت که این تلاشها باعث شد شاگردان ایشان پس مدتی با طی دوره های معارف اسلامی، با اسم مبلغ اسلامی جلسات زنانه تشکیل دهند و به معرفی اسلام همّت گمارند. از فعالیتهای چشمگیر مرحوم سعیدی، ترجمه رساله امر به مشهور و نهی از منکر امام (ره) از کتاب تحریر الوسیله و چاپ و نشر آن به اشتراک جوانان بود. به علاوه از طرف دیگر آن شهید بزرگوار نوارهای امام (ره) را در نجف تحت عنوان   «ولایت فقیه» چاپ و تکثیر کرد.

پیرامون شهید

مرد آشنای شب

پدرم خیلی به موقعیت فقرا و نیازمندان توجه می‌کرد. یک روز وقتی به خانه آمد دیدیم تنها قبا بر تن ایشان است. پرسیدم: «آقاجان! پس عبایتان کجاست؟» با کمی تأمل جواب دادند: «در مسیری که از مسجد باز می‌گشتم مرد فقیری را دیدم که به دلیل نداشتن لباس گرم، از سرما می‌لرزید. عبایم را به ایشان دادم. چون من قبا داشتم.» یک مرتبه نیز همسایه‌مان که راننده تاکسی و مرد نیازمندی بود، به من گفت: «یک شب دیدم صدای نفس نفس زدن مردی در راه پله ساختمان می‌آید، وقتی به راهرو آمدم،‌ دیدم حاج آقا سعیدی یک گونی زغال را روی دوشش گرفته و برای ما می‌آورد. خیلی شرمنده شدم. ایشان که می‌دانست ما در سرمای زمستان نیاز به زغال داریم، خودشً آن را تهیه کرده و برایمان آورده بود.» آیت الله سعیدی مرد آشنای شب کوچه‌های خلوت بود و تنها ماه و خدا می‌دانستند که ایشان در نیمه شب با کوله‌بارش کجا خواهد رفت.

راوی : فرزند شهید

خواب آسمانی

بعد از شهادت پدرم دست خطی از ایشان در پشت کتاب «مواعظ العددیه» پیدا شد. این دست خط را «آیت الله خزعلی،‌ آیت الله مطهری و آقای طباطبایی» دیدند. پدرم در این کتاب نوشته بودند: «شبی در خواب دیدم که به منزل آیت الله خمینی می‌روم. در این راه علامه طباطبایی را دیدم. ایشان مرا صدا زدند و با هم تا آستانه منزلشان رفتیم. علامه به من فرمودند:«من دیشب آقا ابا عبدالله (ع) را در عالم خواب دیدم که به من فرمودند: «به سعیدی بگو به اینجا بیا، چیزی نیست ما نگهدار توییم…» وقتی از خواب بیدار شدم، شکر خدا را کردم و این خواب را پشت کتاب «مواعظ العددیه» نوشتم.» [این مسأله مرتبط به زمانی بود که پدرم به دلیل طرفداری از حضرت امام (ره) در معرض دستگیری مأموران شاه بود.] ۱- ممکن است حجت الاسلام رفسنجانی هم دیده باشند.

این سید بزرگوار در ضمن جهاد و مبارزه علیه استبداد حکومت پهلوی، کارهای گرانقدری از خود به جای گذاشت که عبارتند از:
۱-آیا دین باعث عقب ماندگی است؟
۲- آزادی زن
۳- اتحاد در اسلام
۴- کار در اسلام


 

منابع:

 

http://old.aviny.com
http://farhangijdn.com
http://miandeh.ir

همراه همیشگی مبارز بلاگ باشید و این وبلاگ را به دوستان خود معرفی نمائید.

منبع

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی