قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی

رضاخان به نقطه ای رسید که به امام حسین(ع) می‌گفت «دشمن»!

رضاخان به نقطه ای رسید که به امام حسین(ع) می‌گفت «دشمن»!

پیرامون فرهنگ مقاومت و حماسه در خبرها آمده است که

علی‌محمد بشارتی در سال ۱۳۲۳ در خانواده‌ای مذهبی در جهرم متولد شد. از نوجوانی به فعالیت‌های سیاسی و مبارزه علیه رژیم طاغوت پرداخت و در این راه دوبار دستگیر و بعد از بازداشت موقت آزاد شد. دوران سربازی را در سپاه دانش شهر قم گذراند و در این دوره رابطه نزدیکی با علما و مراجع قم داشت. سپس در آموزش و پرورش قم استخدام شد. بشارتی در سال ۱۳۴۹ در دانشکده علوم قضایی قم پذیرفته شد و از آن به بعد مبارزات خود را از پایگاه دانشگاهی ادامه داد تا این‌که در اردیبهشت ۱۳۵۳به وسیله ساواک دستگیر و زندانی شد. در مرداد ماه۱۳۵۵در پی مطرح محیط باز سیاسی از زندان آزاد شد و مبارزات خود را با جدیت بیشتری دنبال کرد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در هسته ابتدایی تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با سمت مسئول واحد معلومات و بررسی ها حضور داشت و در دور اول مجلس شورای اسلامی نماینده مردم جهرم بود. از سال ۷۲ تا ۷۶ قائم‌مقام وزیر امور خارجه بود و در دولت دوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به وزارت کشور منصوب شد. وی از طرف دیگر مشاور ایمنی مدیرعامل مجمع تشخیص مصلحت نظام بود و اکنون در سمت مشاور مدیرعامل مرکز بررسی ها استراتژیک در حال فعالیت است. ایشان حاوی مدرک دکترای علوم سیاسی است و کتاب‌های بسیاری در عرصه تاریخ اسلام، تاریخ معاصر ایران و ادبیات فارسی را به‌رشته نگارش درآورده و کلیات اشعار ایشان با عنوان «شهد شعر» با مضامین عرفانی، آیینی و تغزلی به چاپ رسیده است.


پیشتر بخش اول گفت‌وگوی تفصیلی خبرنگار فرهنگی تسنیمبا علی‌محمد بشارتی را از لحاظ می‌گذرانید.             


تسنیم: هم اینک تاریخ‌نویسان ما صرفاً به روایت و جریان‌سرایی می‌پردازند، یعنی جای بررسی و بررسی‌گر خوب در جامعه تاریخ‌نویسان ما خالی است، نظر شما چیست؟


میان تاریخ و تجزیه و بررسیِ تاریخ اختلاف می باشد. تاریخ‌نویسان که تاریخ را روایت می‌کنند؛ در حقیقت به رسالت خودشان رفتار می‌کنند. با اینحال افرادی که اهل تجزیه و بررسی هستند باید آن را شرح دهند. در باب قرآن هم همین‌طور است، یعنی ما یک ترجمه داریم و یک تفسیر. مترجم وظیفه دارد آیات قرآن را به‌کوتاه‌ترین شکل ممکن برای استفاده عامه مردم ترجمه کند و رسالت دیگری ندارد؛ چون واژگان قرآن کریم گاهی تا هفت معنی دارد و مترجم مجبور است که یکی از معانی را انتخاب کند، تاریخ هم به همین شکل است، مثلاً پیرامون دودمان پهلوی، موافقان و مخالفان آنها کتاب نوشته‌اند. اگر مخاطب اهل تجزیه و بررسی نباشد؛ هر روایت تاریخی را قبول می‌کند. اگر کسی روایات درباریان از رژیم پهلوی مانند کتاب‌هایی را که به وسیله فرح دیبا، اشرف پهلوی، دکتر علی امینی، اردشیر زاهدی و تاج‌الملوک آیرملو نوشته شده باور کند؛ به این نتیجه می‌رسد که؛ چرا انقلاب کردیم؟ با اینحال وقتی که خاطرات اشخاصی مانند فردوست و طوفانیان و ژنرال هایزر را می‌خوانیم باید کنار خاطرات گروه اول قرار دهیم و تجزیه و بررسی کنیم تا بتوانیم سره را از ناسره جدا کنیم.


تسنیم: بررسی‌ها منحصر به همان مقطع تاریخی می‌شود؛ یعنی کاربردی و متناسب جامعه حال حاضر نیست؟


نه، این طور نیست. تجزیه و بررسی عبارت از کاری است که باعث روشن‌تر شدن مسائل تاریخی می‌شود. فرح در کتاب خاطراتش؛ از خدمات بی‌دریغ و سرسپردگی‌های خود و همسرش به آمریکایی‌ها بیان می کند و سپس از آنها گلایه می‌کند که؛ چرا بعد از انقلاب به شاه ویزای آمریکا را ندادند؟ تمام بدبختی مملکت ما این بود که شاهِ وابسته، کشور را وابسته به آمریکا کرد؛ بدون نظر آنها آب نمی‌خورد؛ مردم بی‌کفایت را در رأس امور مملکت می‌گماشت؛ هویدا که آدمِ پرمسئله‌ای بود ۱۳ سال در ابتدا‌وزیر این مملکت می‌شود و اینها حاصل وابستگی دربار و دولت بود. با اینحال فرح صحبتی از این مسائل نمی‌کند و بیان می کند که؛ چرا ویزای آمریکا به ما نمی‌دهند؟! ما می‌گوییم علتش این است که آمریکایی‌ها نهایت سوءاستفاده را از وابستگی شما کردند و شما امروز به‌قول قدیمی‌ها «مطربِ زده» هستید که وقتی عروسی تمام می‌شود کسی به مطرب‌ها نیم‌نگاهی هم نمی‌کند. در این‌جا فرح تاریخ را روایت می‌کند با اینحال ما خودمان باید تجزیه و بررسی کنیم، از اینرو تجزیه و بررسی وظیفه مورخ نیست.

برای شما نیز جالب است؟  سردار کارگر:بهره برداری از محیط مجازی در راهیان نور فرصت است


*رضاخان به نقطه ای رسید که به امام حسین می‌گفت “دشمن”!



تسنیم: امروزه شبهات و تحریفات بسیاری را علیه تاریخ اسلام مطرح می‌کنند تا چهره این دین را مخدوش کنند و با استناد به گسترش محیط مجازی این‌ مطالب به‌سرعت بین مردم پخش می‌شود. متأسفانه بسیاری از مردم به سادگی این ادعاهای کذب را قبول می‌کنند و بالاخره باعث تنفر آنها از دین می‌شود، چه تحلیلی از این موقعیت دارید؟


این مسئله تازه ای نیست. تاج‌الملوک آیرملو همسر رضاخان در خاطراتش بیان می کند: «رضاخان قبل از رسیدن به سلطنت، مقداری ترس از قیامت داشت؛ در روزهای محرم شراب نمی‌خورد و حتی در دسته‌جات عزاداری هم کمپانی می‌کرد. با اینحال محمدعلی فروغی در ابتدا‌وزیر آن‌قدر به گوشش خواند که رضاخان به‌کلی منکر خدا و پیغمبر و قیامت شد و گاهی می‌گفت که “اعراب دشمن ما بوده‌اند؛ پس چرا مردم ما برای دشمن‌شان عزاداری می‌کنند؟”»، یعنی به نقطه ای رسید که به امام حسین(ع) می‌گفت “دشمن”! یا مثلاً باجناقی داشت که به ایشان می‌گفت: «غذانخوردن در ساعات متمادی برای بدن و اعصاب ضرر دارد. شما بخشنامه کن که مردم دیگر روزه نگیرند!» رضاخان هم می‌گفت: «من تعجب می‌کنم که وقتی غذا حاضر است؛ چرا ملت غذا نمی‌خورند؟»، پس اینها تلقینِ انگلیسی است که از سال‌ها قبل وجود داشته و آنها در بیشتر مواقع چنین برنامه‌هایی داشته‌اند و اکنون به‌وسیله محیط مجازی اهداف‌شان را دنبال می‌کنند؛ یعنی تنها وسیله‌اش عوض شده، در این عرصه اربابان قلم و بیان وظیفه دارند که با زبان روشن، مسائل اسلام را برای جوانان تبیین کنند.


تسنیم: با استناد به مسائل و مشکلاتی که امروز در کشور ما درگیرِ آن هستیم؛ ضرورت عصری‌سازی و عبرت‌گرفتن از حوادث تاریخ اسلام بیش از قبل احساس می‌شود. با اینحال در چهار دهه‌ای که از انقلاب می‌گذرد؛ ما در این عرصه آن‌چنان قوی رفتار نکرده‌ایم.


این بی‌انصافی است. شما نباید تنها به این اکتفا کنید که ما الآن در کدام نقطه کوهی هستیم که می‌خواهیم به قله آن برسیم؛ ما باید ببینیم که از کجا شروع کردیم؟ کشور ما کشور وابسته‌ای بود که در آن با معترضین به‌اشکال وحشیانه‌ای برخورد می‌کردند. من خودم در لحظه طاغوت پنج سال زندانی بودم؛ آن هم در شدیدترین و سخت‌ترین شرایط:


روزگاری بود


روزگار تلخ و تاری بود


روز ما چون روی بدخواهان ما تیره


دشمنان بر جان ما چیره


هیچ سینه کینه‌ای در خود نمی‌اندوخت


هیچ دل مهری نمی‌ورزید


سنگر آزادگان خاموش


خیمه‌‌گاه دشمنان پرجوش


گرم‌رو آزادگان دربند


روسپی‌نامردمان در کار


دوره‌ای بود که چون آمریکا نمی‌خواست ایران پیشرفت کند و می‌خواست مردم را در فقر و فاقه قرار دهد؛ کشور را عقب راندند. همزمان با اینکه ما انقلاب مشروطه داریم؛ انقلاب ملی‌شدن صنعت نفت داریم؛ بدین جهت ضروری است جزو کشورهای پیشرفته جهان باشیم. ده سال بعد از امضای حکم مشروطه به وسیله مظفرالدین‌شاه، رضاخان کودتا کرد و بر سر کار آمد و در دوره ایشان تمام قابلیت ها، سرفصل‌ها و عواملی را که باعث افزایش می‌شد از دور خارج کردند؛ علما و بزرگانِ عرصه علمیه را که در بیشتر مواقع منشأ اثر بودند محدود کردند؛ عده‌ای از نمونه امام را تبعید کردند؛ بقیه را به زندان انداختند و بسیاری را کشتند تا از هیچ‌کس صدای اعتراضی درنیاید، پس ما باید ببینیم که از کجا شروع کردیم و تنها به قله نگاه نکنیم. ما که اکنون از لحظه پیغمبر(ص) بالاتر نیستیم و شرایط مساعدتری نداریم. هنوز پیکر پیامبر اسلام دفن نشده بود که کودتا کردند و حضرت امیر را از دور خارج کردند، ما که بهتر از آنها نیستیم. اجتماع را با این دید نباید نگاه کرد و نباید تنها نیمه خالی لیوان را دید. زمانی اینجا مرکز فساد خاورمیانه بود؛ به‌نحوی که یکی از مدیران انگلیس گفته بود: «مینی‌ژوپ را ما ساختیم با اینحال کوتاه‌ترین دامن‌ها را دختران تهرانی می‌پوشند!»، هر اتفاقی که در دنیا می‌افتاد؛ جنبه منفی‌اش را به اینجا می‌آوردند؛ مانند جشن هنر شیراز و امثال آن و به‌خاطر این عوامل به‌مقدار فراوانی عقب رانده شدیم.

برای شما نیز جالب است؟  لزوم توجه بیشتر بنیاد شهید به مطالبات فرزندان بیننده حضانتی


با اینحال الآن تعداد فراوانی از جوانان ما در رشته‌های مختلف دانشگاهی و حوزوی به درجات بالایی رسیده‌اند؛ در المپیادهای مختلف فیزیک، شیمی، ریاضیات و رایانه مقام می‌آورند؛ در صورتی که ایران در لحظه طاغوت در این علوم مقام دویستم هم نداشت. اکنون ما در صنایع نظامی، تولید سلاح و صنایع فضایی پیشرفت بسیار خوبی داشته‌ایم. قبل از انقلاب در ایران اسلحه‌ مزخرفی به‌اسم «ژ۳» می‌ساختند که آن هم تولید آمریکا بود و اینجا تنها مونتاژ می‌کردند. الآن خودمان بهترین سلاح‌ها را می‌سازیم.



*رژیم از شاعران چپ خدمات رسانی می‌کرد


حتی در قسمت شعر و ادبیات، مقام معظم رهبری هر سال یک شب وقت می‌گذارند و در ماه رمضان با شعرا نشست می‌گذارند؛ خودشان شاعر و اهل تجزیه و بررسی شعر هستند و با وقت فراوانی که در این عرصه صرف می‌کنند؛ شاعرپروری می‌کنند. الآن آقای دکتر اسماعیل آذر به هر شهری که می‌روند؛ انبوهی از شعرای جوان دورش جمع می‌شوند که در لحظه طاغوت شرایط این‌طور نبود و اصلاً ما از لحظه سعدی تا به این لحظه چنین شرایطی را در ادبیات ایران نداشته‌ایم. شعرایی که در لحظه قبل از انقلاب بودند؛ غیر از تعداد معدودی از شاعران مانند علی معلم، حمید سبزواری، استاد اوستا، و علی موسوی گرمارودی که هم‌سلولی من هم بود؛ بقیه شعرا چپ بودند و کسی در مقابل آنها حرفی برای گفتن نداشت چون رژیم از آنها خدمات رسانی می‌کرد. این شاعران بیشتر در جامعه ادبی سروصدا داشتند؛ کتاب‌هایشان با چاپ‌های پرتیراژ و جلدهای دلچسب معرفی می‌شد و کتاب‌فروشی‌های روبه‌روی دانشگاه تهران، کتاب‌های شعر آنها را با ارزان‌ترین هزینه می‌فروختند. شعرای مذهبی زورشان به چپی‌ها نمی‌رسید چون فضا در دست به آنها بود و به کسی راه نمی‌دادند و شعرای مذهبی نمی‌توانستند افزایش کنند. الآن شما در سازمان آگهی اسلامی و عرصه هنری انبوهی از شاعران مذهبی را می‌بینید. آدم وقتی شعرایی مانند آقای قزوه و آقای بیابانکی را می‌بیند؛ لذت می‌برد. بسیاری از شعرای جوان و خانم‌های شاعر و بسیاری از نویسندگان در عرصه ادبی فعالیت خوبی دارند و انبوهی از کتاب‌ها را به چاپ می‌رسانند. اکنون شما این موقعیت را با دوران طاغوت مقایسه کنید، مثلاً مشاهده نمائید؛ در سال ۵۶ مجموعاً در ایران چند کتاب چاپ شده و در چند ورژن؟


به‌طور کلی ما از لحظه انقلاب تا اکنون پیشرفتِ فراوانی داشتیم. با اینحال موقعیت حال حاضر ما مانند کسی است که می‌خواهد ساختمان‌سازی کند؛ اول گودبرداری می‌کند و با هزینه فراوانی بتون‌ریزی کرده و فونداسیون تولید میکند تا به سطح زمین می‌رسد؛ با اینحال از دور که می‌بینید چیزی پیدا نیست. همزمان با اینکه پایه و اساسِ کار در آن پایین است. خیلی کارها انجام شده با اینحال شما وقتی که می‌خواهید میزان پیشرفت سری را بسنجید؛ باید معضلات را هم در نظر بگیرید. برخی اوقات در نشریهها می‌بینم که صنعت خودروسازی ایران را با کره جنوبی مقایسه می‌کنند که خیلی خطا است. کره جنوبی یک رژیم کودتایی دارد و ژنرال‌ها طی سالیان درازی آنجا حکومت کردند و کشوری صددرصد وابسته به آمریکا است. دیزاین خودروهای کره‌ای مانند آزرا و سوناتا در دست به آمریکا است. آمریکایی‌ها دیگر نمی‌توانستد خودروهایی مانند شورلت و بیوک را مصرف کنند چون هم پرمصرف بود و هم آیرودینامیک نبود. آمریکا تولید این خودروها را به کره جنوبی سپرد و بیشترین خریداران خودروهای کره‌ای هم خود آمریکایی‌ها هستند. الآن از یک طرف آمریکا ایران را تحریم می‌کند و کشورهای اروپایی را تهدید می‌کند که به ایران ماشین ندهند و از طرف دیگر خودروهای یک کشورِ وابسته به آمریکا، مارکت خودروی ایران را قبضه کرده. حقیقت این است که در این عرصه مقایسه‌کردن اصلاً کار خوبی نیست. ما نه باید کشور خودمان را با ترکیه مقایسه کنیم و نه با عربستان.

برای شما نیز جالب است؟  زمین میراث صالحان است


*فساد درباریان از «کلیدپارتی» تا ماجرای همسر ملک‌حسین


تسنیم: در سال‌های واپسین چندین عدد از چهره‌های وابسته به دربار پهلوی با چاپ خاطرات سعی در تحریف تاریخ و تبرئه درباریان داشتند، چه برآیندی از این کتاب‌ها دارید؟


در ایران از کتاب دوجلدی خاطرات فرح (دختر یتیم) و کتابی که مادرش نوشت به‌اسم «دخترم فرح» که به چاپ سی‌ام رسید استقبال بسیار خوبی شد، چون خانم فریده دیبا (مادر فرح) زنی خانه‌دار و غیرسیاسی بود؛ هرچه در دربار دیده را نوشته؛ انحراف شاه، مشکلات شاه، انحرافات جنسی شاه، لاابالی‌گری شاه، با این موقعیت می‌خواستید مملکت آباد شود؟ مملکت وابسته نباشد؟ فساد، در و دیوار مملکت را نگیرد؟ رجال مملکتی، پارسا شوند؟ اشرف پهلوی مهمانی‌هایی موسوم به «کلیدپارتی» برگزار می‌کرد، به این شکل که رجال سیاسی را به‌همراه همسران‌شان به یک هتل دعوت می‌کرد. هر یک از زن‌ها را به یک اتاق می‌فرستاد؛ مردها چشم‌بند می‌زدند و یک کلید را به‌طور تصادفی بر‌می‌داشتند و به آن اتاق می‌رفتند تا با همسر یک رجل دیگر رابطه جنسی برقرار کنند. در کتاب «دختر یتیم» از قول فرح این‌طور نوشته شده: «محمدرضا با استناد به معمول به شب‌نشینی‌هایش ادامه می‌داد؛ صبح‌ها تا دیروقت می‌خوابید و ساعت ۱۰ صبح حمام می‌رفت و سرگرم استحمام و ماساژ می‌شد. بقیه اوقات روز را هم به ورق‌بازی می‌گذراند. برخی ساعات هم رجال سیاسی اعم از سیاست‌مداران قدیمی و بازنشسته و یا سیاست‌مداران شاغل به دیدار ایشان می‌آمدند و سرگرم رایزنی و بحث و گفت‌وگو می‌شدند. با اینحال محمدرضا آشکارا به مسائل سیاسی بی‌علاقه شد.»، چنین شخصی شاه این مملکت بود. در جای دیگری از این کتاب نوشته ای نقل شده که آدم وقتی می‌شنود کله‌اش سوت می‌کشد با اینحال باید بشنود: «اعلی‌حضرت شاه‌‌حسین پادشاه اردن هاشمی از دوستان خصوصی محمدرضا بود. من از این مرد خیلی بدم می‌آمد از آنجاییکه به‌حد افراط بی‌ناموس بود. ایشان همسر زیبایی داشت به‌اسم ملکه علیا که متأسفانه در حادثه سقوط هلی‌کوپتر جان سپرد. ملکه علیا که زنی فلسطینی و از اهالی لبنان و بزرگ‌شده انگلستان بود؛ برخلاف زنان عرب سفیدپوست و با رنگ موی بور و بسیار دلچسب و خوش‌چشم‌وابرو بود. قد و بالای متناسبی هم داشت. ملک حسین این زن را با خود به ایران می‌آورد و در مهمانی‌ها و مجالس دربار، خودش به‌اتفاق والاحضرت اشرف گم‌وگور می‌شد و این زن دلچسب به‌دست گرگ‌های زن‌خواره‌ای مانند اسدالله علم و اردشیر زاهدی می‌افتاد. یکدفعه به اسدالله علم نهیب زدم که این زن شوهر دارد و این‌گونه اعمال با یک زن شوهردار، قبیح و به‌دور از مروت است. با اینحال علم جواب داد: “اعلی‌حضرت ملک‌حسین ایشان را بدین جهت همراه خود می‌آورد تا ما به همسرش هدایای گران‌بها بدهیم!” متأسفانه علم این زن را هم به رختخواب محمدرضا آورد و من مجبور شدم با محمدرضا دعوا کنم.»، این‌ هم از رفقای شاه. ما بعد از انقلاب، وارث چنین وضعیتی بودیم. همین که مملکت را تا اینجا رساندیم؛ باید خدا را هزاران بار شکر کنیم. با این وجود آگاه باشید که ما از موقعیت حال حاضر راضی نیستیم. ما هنوز بطور کلیً به وظایف خود رفتار نکردیم. “آبادی میخانه ز ویرانی ماست/ جمعیت کفر از پریشانی ماست” اگر تک‌تک ما به وظایف خود رفتار می‌کردیم؛ الآن مطمئناً شرایط غیر از این بود. با اینحال حقیقت‌ها را هم باید بپذیریم. درباریان هم وقتی که فهمیدند که کتاب «دختر یتیم» آبروی‌شان را برده است؛ فرح گفت که «من کتاب را ننوشتم» و عده ای از درباریان هم برای دفاع از خود شروع به کتاب‌نوشتن کردند. با این وجود فرح خودش کتاب ننوشته؛ حتی با مجلات خارجی گفتگو کرده و مطالب بیان‌شده در این گفتگو‌ها در شکل یک کتاب جمع‌آوری شده. حتی فرح اگر بخواهد این خاطراتش را هم انکار کند؛ میلیون‌ها سند ساواک را هم می‌تواند انکار کند؟ اینها چنین مأموریتی برای به هم ریختن مملکت داشتند و واقعاً هم به هدف‌شان رسیدند، با اینحال خدا مملکت را حفظ کرد.


ادامه دارد… .


گفت‌وگو از مهدی خانی اوشانی

منبع

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی