قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی

     *زندگینامه شهید مهدی ورمزیاری *  

     *زندگینامه شهید مهدی ورمزیاری *  

     *زندگينامه شهید مهدی ورمزیاری
*
 




 
زندگی نامه :

جانباز شهید مهدی ورمزیاری به مدت ۴ سال و ۶ ماه که در تاریخ های ۱/۱۲/۶۲ لغایت ۳۰/۱۲/۶۲ در آموزش و از ۱۳/۱۱/۶۲ لغایت ۱۸/۴/۶۲ و از ۲/۸/۶۳ لغایت ۲۷/۹/۶۷ و از ۱۱/۱۰/۶۹ تا ۲۴/۱۱/۶۹ عازم جبهه شده در تاریخ ۲۲/۱۲/۶۴ در فاو – اصابت ترکش سرو کتف راست و 6/11/65 در شلمچه به شیمیایی داخلی و پوست بر اثر مواد شیمیایی جنگ تحمیلی در بیمارستان شرکت نفت بستری می شود و در بامداد روز سه شنبه 28/2/71 ساعت 20/1 بامداد به لقاءا… می پیوندد.
به یاد شهید مهدی ورمزیاری که بر اثر جراحات گازهای شیمیایی شهید شد ، متنی را به قلم «م» جوانبخت به جاری وصیت نامه ی شهید می آوریم :
کس به درو نرگست طرفی نبست از عافیت
چشمهایت انباشته از غمی بودند که از درونت نشات می گرفت نمی دانم در درونت چه می گذشت اما هرچه بود تو را همانند شمعی آب می گرد .
چون کبوتری زخمی در گوشه ای افتاده بوده و آرام به زیبایی اروند ، از گذر زندگی عبور می کردی خوب می دانم که دلت رادر دو کوهه در حسینیه ی حاج همت در میان چاردهای کردن ذوالفقار در میان میدان صبحگاهی جا گذاشته بوده و رنجور و بیمار گوشه ی بیمارستان در انتظار بوده زخمهایت قطره یی بودند از جراحات درونت ،جراحاتی که آخرالامر تورا از پا در آورند.
تو رفتی و ما ماندیم با کوله باری از ندامت تو رفتی و ما ماندیم در کوره راه زندگی با انبوهی از مسئولیت ها مسئولیت هایی که شانه هایمان را می لرزانند.
امشب آسمان غمگین است و ساکت و تو آرام و بی صد در گوشه یی از این شهر بزرگ در زیر همین آسمان کبود ، رفتی و به دریا پیوستی .
چشمهایت نگران بودند و رنجور نگران از آینده یی که تو برایش فدا می شدی و رنجور از این که می دیدی عده یی پا به روی لاله ها گذاشته اند .
زخمهایت زبانه کشیدند و تو را بلعیدند ، زخم هایی کهبر دلت نشتند و نه بر تنت و تو مانده بودی رنجور و بیمار .
زخمهایت زبانه کشیدند و تو را بلعیدند ، زخم هایی که بردلت نشستند و نه برتنت و تو مانده بودی رنجور و بیمار .
وفتی که چشم هایم بر زخم هایت می افتاد ، به یاد زخم های پاهای کوچک رقیه می گریستم تو معصوم بودی ، مظلوم و مصداق کربلا و عاشورا « آن که معصوم تر است از همه مظلوم تر است » و تو مظلوم بودی و مقهور کینه ی کینه توزان .
تو رفتی و ما ماندیم با اندوه یاران ، تو رفتی و ما ماندیم چون مردابی که از هر سو محدود است به این دنیای دون و خوار
دستت ما را بگیر و فراموشمان نکن ،دست ما راب گیر و با خودت ببر ما را ببر به آن سوی ابرها ، آن جا که دیگر کسی نیست تا به ما ریشخند بزند ما را نیز به جایی ببر که کسی مسخره مان نکند ، ما تورا دوست داریم ، تو پرستویی بودی که در صبحی روشن از راه رسیدی و در شبی تاریخ آرام و بی صدا ، مهاجرت کردی .
تو را به جان زهرا (س) تو را به جان حسین (ع) که امشب مهمان سفره اش هستی ، دست ما را بگیر ، مگذار که در این بازار مکاره ی عالم ، دینمان را بدزدند ، دینی که به قیمت شهادت شما ، به قیمت خون های گرانبهایی که ریخته شد ، امروز در اختیار ماست .
دعاکن خدا ما را در آن دنیا با شما محشور کند.
خدایا تو خود می دانی که سرمایه ی ما همین شهدا هستند شهدایی که ما روزها و ماهها با آنها نفس کشیده ایم و زندگی کرده ایم
نیمه شب پنجم خرداد ۱۳۷۱ – م جوانبخت

برای شما نیز جالب است؟       *زندگينامه شهید محمود کرمی مجومود * 

                                                                                       « راهش پاینده باد » !

                                                                                                   والسلام

                           

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی