قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی

عکاسی که سوژه‌هایش را شهید می‌کرد/ بانویی که نمک‌گیر خاک جبهه شد – |

عکاسی که سوژه‌هایش را شهید می‌کرد/ بانویی که نمک‌گیر خاک جبهه شد – |

در موردموضوع مقاومت نوشته ای داریم با عنوان عکاسی که سوژه‌هایش را شهید می‌کرد/ بانویی که نمک‌گیر خاک جبهه شد – . | .. در صورت علاقه این نوشته را پیشتر بخوانید.

به نوشته .، پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری خبری از متن و حاشیه سومین شب خاطره دفاع مقدس در حضور رهبر انقلاب پخش کرد که متن کامل این خبر به شرح پایین است؛

سومین شب خاطره این حسینیه با سومین روز خرداد تقارن خوش یمن و معناداری را نشان می‌دهد؛ اگر بفهمیم. بزمی که میتوان در آن ریشه های اقتدار و ایستادگی یک ملت که نه، حتی یک تاریخ را به ناظره نشست و از شهد آن کام خود و مستمعین را شیرین کرد، این حقیقت را لکنت صدای «علی خوش لفظ» تایید می‌کند. اصلاً جنس این نمایش یک جور دیگری است. روایتها از تاریخ پرافتخار ملتی مقاوم و مظلوم آنقدر دلنشین و پر کشش است که فکر انتهای یافتن آن هم رنجت میدهد. عشق در این محفل فلسفه را هم به مساله میکشد. اجتماع نقیضین محال است؛ با اینحال «چشم گریان و لب خندان» حاضران این قاعده و معادلات آن را به هم ریخته است.

وارد حسینیه امام که می‌شوم ابتدا کلام امام که با خطی دلچسب و درشت در پشت مکان نمایان است، چشم را می‌نوازد: «خرمشهر را خدا آزاد کرد.» جمله ای که یک کتاب، تفسیر درون خود دارد. بعد هم نخل‌هایی که نماد استقامت و ایستادگی را فریاد میزند. قاری خوش ذوق هم آیات ابتدایی سوره فتح را برای مطلع این برنامه انتخاب کرده است؛ إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحًا مُبِینًا …

مجری برنامه از اجرا ۲۸۰ شب خاطره بیان می کند و بیان می کند که سه تا از این برنامه‌ها در حضور آقا اجرا شده است. و بعد هم کلیپی از راویانی که اکنون دیگر همنشین ملائکند.

یکی از آنها شهید دکتر رفیعی است که در شب خاطره سال ۸۴ در حسینیه اشعاری خواند که اینچنین از جانب آقا توصیف شد: «شعرهایی که آقای دکتر رفیعی خواندند، با آن دهن گرم و نفس گیرایی که داشتند، انصافاً شعرهای برجسته ی خیلی خوبِ مضمون دارِ خوش ساختی بود. ما این طور شعرها و کارهای هنری را در بیست سال پیش نداشتیم؛ اینها بتدریج دارد بروز می کند.» و یا شهید صیاد شیرازی که اکنون دیگر پسر جای خالی پدر را در این مجلس گرفته است.

برای شما نیز جالب است؟  «مهمان شام» به کتابفروشی‌ها آمد - |

 
شهید دکتر رفیعی در حال روایتگری ۳۱/شهریور/۱۳۸۴

مرتضی سرهنگی مدیر دفتر ادبیات و هنر مقاومت، هنر خود را با اسم سخنران با تعبیری هنری از سوم خرداد نشان می‌دهد: «تبریک می‌گویم این روز قشنگ را که توانستیم خرمشهر را مانند یک قالیچه خوش رنگ از پایین پای بعثی ها بیرون بکشیم و…» آقا هم با تعبیر «خیلی خوب، خیلی قشنگ» سرهنگی را همراهی می‌کنند.

فرصت به حاج ابوالفضل کاظمی خالق «کوچه نقاش‌ها» می‌رسد. با بیانی ویژه از همرزمان شهیدش میگوید. از شبی که سیصد نفری به خط زدند با اینحال ۶۰- ۷۰ نفر برگشتند. از فرمانده شهید حسین قوجه ای میگوید که از غم و شرم از دست دادن نیروهایش حاضر به عقب نشینی از میدان نشد تا اینکه بهمراه یاران شهیدش آسمانی شد.

رزمنده هنرمندی که پای ثابت فیلم‌های حاتمی‌کیاست، با مطرح مجری پشت تریبون می‌رود. اصغر نقی‌زاده از خیبر و روضه علی اکبر! گفت و گفت که عکاس جنگ بوده و تا مدتها هر کسی را که ایشان عکسش را میگرفته، بی برو برگرد به شهادت میرسیده است.

فرصت به احمد متوسلیان می‌رسد که بانویی ایثارگر فصل رشادت‌های ایشان را ورق بزند. ابتدا گزیده‌ای از فیلم ایستاده در غبار پخش می‌شود که در آن مریم کاتبی ماجرای جالب بیمارستان احمد متوسلیان را روایتگری می‌کند. خانم کاتبی هم پرستار و امدادگر بود و هم رزمنده. ایشان میگفت در ابتدای جنگ از ترس اینکه به پاوه نرود، مریوان را انتخاب میکند با اینحال خاک جبهه چنان ایشان را نمک گیر میکند که در انتهای جنگ تحمل ترک جبهه را نداشته است.  

حلاوت سرود «ارغوان» که گروه سرود «نسیم قدر» در وصف مجاهدت مدافعان حرم به روش زنده اجرا میکنند کام حاضران را شیرین‌تر می‌کند:

برای شما نیز جالب است؟  روایت مقاومت در سر پل ذهاب در برنامه بررسی «سال‌ها بعد از جنگ» - |

ز کودکی خادم این تبار محترمم

چونان حبیب مظاهر مدافع حرمم

و آقا با بغض از نونهالان خواننده این گروه که همه لباس نظامی به تن دارند، تشکر می‌کنند.

مهدی طحانیان آن نوجوانی ۱۴ ساله ای که در دوره اسارت شرح گفتگو اش با خبرنگار بی حجاب شهره جهانی یافت امروز خالق اثر «سرباز کوچک امام» و راوی بخشی از برنامه شب خاطره هاست. از تلخی‌ها و شیرینی‌های دوره اسارت گفت و گفت که به چه نحو بچه بسیجی‌های خمینی در اسارت پرچم اسلام را برافراشتند و دشمن بعثی را در اردوگاه‌های جهنمی‌شان درمانده کردند. حسن ختام روایتش نیز ماجرای توسل ایشان به امام لحظه عج بود که در سخت‌ترین و مرگبارترین شرایط نجاتش داده است و ادامه داد: امروز هم مقابل دشمن چنان می‌ایستیم که نتواند به این ملت نگاه چپ بیندازد.

ماشاءالله شاهمرادی هنرمند و رزمنده طناز مشهدی روای دیگر شب خاطره بود. سخنان ایشان بیشتر از همه لبخند بر لبان آقا و حاضران نشاند. میگفت: «در دوران جنگ به من «سخنران جهنمی» می‌گفتند و هر جا که مقرر شده بود کسی سخنرانی کند با اینحال نمی‌آمد، میزبانان مراسم می‌گفتند: به جهنم! اکنون که کسی نیست تو سخنرانی کن!»

ماموستا ملاقادر قادری امام جمعه اهل سنت پاوه مقرر شده بود راوی ایثارگریهای حماسه سازان پاوه باشد، با اینحال ترجیح میدهد که کتاب ۸۰۰ صفحه ای خاطراتش از دوران دفاع مقدس را معرفی کند و اینکه مردم منطقه پاوه دو افتخار را توامان دارند؛ هم شهروندند و هم مرزدار جمهوری اسلامی ایران. و وقتی مجری از ایشان می‌خواهد که روایتگری کند با تواضع جواب می‌دهد که «من هنرمند نیستم یک طلبه‌ام. خاطرات دیگران را بیان می‌کنم» بعد ورژن ابتدایی کتاب خود را به آقا هدیه میکند.

نوبتی هم که باشد فرصت رزمنده‌ای است که این ایام از ایشان بسیار شنیده ایم، علی آقای خوش لفظ که کتاب «وقتی مهتاب گم شد» شرح روایت‌های اوست. ایشان طوری با عشق و شور از یاران و همرزمانش بیان می کند که لحظه از دستش در می‌رود. جماعت با صلوات فرصت کوتاه را یادآور می‌شوند. با اینحال آقا از ایشان می‌خواهد که به سخنانش ادامه دهد. از خط شکنی احمد بابایی و گردان صاحب میگوید که با چند تا بچه بسیجی با امداد غیبی توانستند از وسط خط بعثی ها عبور کنند و از پشت، خط دشمن را بشکنند.

برای شما نیز جالب است؟  برپایی بزرگداشت شهید عباس ابراهیم کاشی - |

 علیرضا مرادی سرهنگ بازنشسته ارتش و فرمانده تیم معلومات و عملیات نیروهای نوهد نیز میهمان این محفل است که به بیان خطراتش از  شهیدان صیاد شیرازی و آب شناسان میپردازد. از ماموریتی که مقرر شده بود نقشه های عملیات را به شهید آبشناسان در خط مقدم برساند و با این وجود وقتی به آبشناسان میرسد که مجروح شده بود و در حال برگشت به پشت خط بود.

تازه ترین راوی شب خاطره حسینیه امام خمینی، ابراهیم حاتمی‌کیا است. کارگردان فیلم‌های دفاع مقدس بیان می کند: من اگر یک هزارم خاطرات آقای خوش لفظ را داشتم خیلی بیش از اینها می‌توانستم تصویر بسازم». بعد هم ماجرای دستان مجروح رزمنده شهیدی را روایت میکند که لحظه عقب نشینی از خط، پای ایشان را گرفته بود. دستانی که حاتمی کیا می‌گفت: احساس میکنم بعد از سه دهه از جنگ هنوز پای من را رها نکرده.

حسن ختام این برنامه پیش نهاد‌های مکرر آقا بر لزوم زنده نگه داشتن یاد شهید و شهادت بود و تاکید ایشان خطاب به ملت که «دفاع مقدّس را، شهادت را، جهاد را، زنده نگه دارید؛ این خاطرهها را قدر بدانید؛ که اینها بسیار باارزش است… به راستیً این خاطرات، یک ثروت ملّی است و متعلّق به آن شخص خاطره گو و راوی هم نیست، حتی مال همه ملت است.»

امیدواریم این نوشته با عنوان عکاسی که سوژه‌هایش را شهید می‌کرد/ بانویی که نمک‌گیر خاک جبهه شد – . | . برای شما مفید بوده باشد. در صورت علاقه این خبر را برای دوستان خود ارسال نمائید.

منبع

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی