قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی

مسافرانی که دست و پایشان را جا گذاشتند+تصویر

مسافرانی که دست و پایشان را جا گذاشتند+تصویر

پیرامون فرهنگ مقاومت و حماسه در خبرها آمده است که

به نوشته گروه حماسه و مقاومت گروه مقاومت، چندین عدد از مجروحان مدافع حرم فاطمیون بعد از گذراندن دوران نقاهت برای پابوسی حضرت امام رئوف قدم در خاک مشهد گذاشتند تا دل را در امن ترین جای ایران سبک کنند. آنچه خواهید خواند روایتی است از یکی از استقبال کنندگان که به راه آهن رفت تا خوش آمد بگوید به این مردان مرد که در روزگار گمنام زندگی می‌کنند.

 

ساعت چهار صبح است، عده ای از دوستداران جبهه مقاومت اسلامی با شاخه های گل در ایستگاه راه آهن مشهد مقدس منتظر ورود جانبازان مدافع حرم لشکر پر افتخار فاطمیون هستند.

برنامه ریزی شده است چند تن از جانبازانی که در راه دفاع از ارزشهای اسلامی و حریم اهل بیت(ع) به فیض جانبازی نایل گشته اند، برای زیارت حرم مطهر امام رضا(ع) به مشهد بیایند.

خواب از چشمها پریده و همگی بی صبرانه منتظر ورود مدافعان حرم هستند.

بعد از یک ساعت انتظار بالاخره قطار حامل جانبازان از راه می رسد و در سکوی ایستگاه می ایستد.

جانبازان بدلیل مجروحیت هایشان از همه دیرتر می رسند، نجوای صلوات سالن راه آهن مشهد را فرا می گیرد.

آنها که نمی دانند این عده کیستند، از اطرافیان پرس و جو می کنند، همهمه می شود و همه افرادی که در ایستگاه هستند، با چشمانی اشکبار منظر ورود مدافعان غیور فاطمیون را نگاه می کنند.

صداهایی بلند می شود: مدافع زینبی، به شهر ما خوش آمدی!

خانمی میان سال پرسش می پرسد: اینها کیستند؟ چرا یکی دست ندارد؟ یکی پا ندارد؟

برای شما نیز جالب است؟  در جست و جوی حقیقت

می گویم: اینها دست و پایشان را فدای حضرت زینب(س) کرده اند، اینها مدافعان حرمند.

باز می پرسد: ایرانی هستند؟

می گویم: دفاع از حرم فاصله جغرافیایی ندارد، اینها سربازان بی‌بی زینب کبری هستند و سربازان بی‌بی از هر ملیتی که باشد، نور چشم همه شیعیان هستند، اینها اهل افغانستان هستند.

 

خانم میانسال همزمان با اینکه اشکهایش سرازیر شده و لبخندی به لب دارد بیان میکند: نکند اینها فاطمیون هستند! من پیرامون رشادتهایشان شنیده ام.

می گویم: بله، اینها رزمندگان و جانبازان لشکر فاطمیون هستند که مشهد و کابل و دمشق را به هم رابطه زده اند و نامشان لرزه بر اندام تکفیر انداخته.

اکنون آن زن در صف استقبال کنندگان ایستاده و با چشمانی اشکبار به جانبازان فاطمیون خوشامد بیان میکند.

حال و هوای عجیبی است، انگار تاریخ از نو تکرار می شود، در دوران دفاع مقدس نیز مردم برای استقبال از جانبازان جبهه ها به همین ایستگاه می آمدند و با شاخه های گل از آنها استقبال می کردند و خوشامدید می گفتند و امروز نیز مردم مشهد با آغوشی باز از مهمانانشان پذیرایی می کنند.

صف جانبازان چشم هر اهل دلی را بارانی می کند، هر یک از آنها عضوی از اعضایشان را فدای حضرت زینب کرده اند، یکی دست ندارد، یکی پا ندارد، یکی چشمش را فدا کرده و دیگری ترکشهایی را با خود به یادگار آورده است.

از یک جانباز می خواهم که بایستد و عکسش را بگیرم، بیان میکند: خواهش می کنم از من تصویر نگیرید.

می گویم: چرا؟ من خبرنگارم و برای جراید کار می کنم.

برای شما نیز جالب است؟  نیروی هوایی سوریه، تانک پرنده را در دست گرفت

بیان میکند: نمی خواهم عکسی از من بعنوان رزمنده پخش شود، بگذارید این هدیه ناقابل بی اسم و نشان فدای حرم بی‌بی شود. بجای تصویر من، تصویر شهدا را پخش کنید، ما شرمنده بی‌بی زینب(س) هستیم که نتوانستیم جانمان را فدایش کنیم.

بغضم می گیرد و با سر حرفهایش را تایید می کنم.

لبخند بر لب دارند و بی هیچ ادعایی قدم برمی‌دارند و به محض ورود به مشهدالرضا دستها را بر سینه می گذارند و بسوی حرم امام غریبان سلام می دهند: السلام علیک یا غریب الغربا، السلام علیک یا معین الضعفاء و الفقرا…

 

انتهای پیغام/ب

منبع

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی