قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی

کشتار دست جمعی مردم حلبچه در دوران مدرنیته آمریکا و اروپا

کشتار دست جمعی مردم حلبچه در دوران مدرنیته آمریکا و اروپا

پیرامون فرهنگ مقاومت نوشته ای داریم با اسم کشتار دست جمعی مردم حلبچه در دوران مدرنیته آمریکا و اروپا. که پیشتر به آن میپردازیم.

به مناسبت ۲۵ اسفند سالروز بمباران شیمیایی حلبچه

بمباران شیمیایی حلبچه در ۲۵ اسفند ۱۳۶۶ به وسیله حکومت بعث عراق صورت گرفت. این بمباران بخشی از عملیات وسیعی بنام عملیات انفال بود که بر ضد ساکنان جاهای کردنشین عراق انجام گرفت.

گروه فرهنگ و مقاومت: حَلَبْچِه یا حلبجه از شهرهای کردستان عراق
در ۱۵–۱۰ کیلومتری فاصله ایران و ۲۲۵ کیلومتری شمال شرقی بغداد است. این شهر در منطقه
شهرزور عراق قرار دارد. بمباران شیمیایی حلبچه در ۲۵ اسفند ۱۳۶۶ به وسیله حکومت بعث عراق
صورت گرفت. این بمباران بخشی از عملیات وسیعی به ‌اسم عملیات انفال بود که بر ضد
ساکنان جاهای کردنشین عراق انجام گرفت.

 

 

به نوشته بولتن نیوز، در پی عملیات والفجر ۱۰ به وسیله ایران و تصرف
بخش‌هایی از کردستان عراق در انتهای سال ۱۳۶۶ که منجر به استقبال مردم این جاهای از
نیروهای ایرانی شد، صدام حسین به پسرعمویش علی حسن المجید مشهور به علی شیمیایی، دستور
بمباران شیمیایی این جاهای را داد.

در پی این حمله حدود پنج هزار تن از مردم
حلبچه که غیرنظامی بودند کشته شدند.

حملهٔ شیمیایی به حلبچه که به کشتار حلبچه
یا جمعهٔ خونین نیز شهرت دارد، یک نسل‌کشی مردم کرد بود که در ۱۶ مارس ۱۹۸۸ به‌وسیلهٔ
بمباران شیمایی به وسیله نیروهای دولتی عراقی در شهر حلبچهٔ کردستان عراق در طول روزهای
پایانی جنگ ایران و عراق روی داد.

در ساعت ۲ بعدازظهر روز ۲۵ اسفند ۱۳۶۶ و در شرایطی که تنها ۲
روز از آزادی حلبچه طی عملیات والفجر ۱۰ می‌گذشت، ۵۰ فروند میراژ بمب‌افکن و هواپیمای
سوپراتاندارد فرانسوی رژیم بعث عراق با حرکت از افق غرب آسمان آبی حلبچه و گردش به
سمت جنوب، هر یک، ۴ بمب شیمیایی ۵۰۰ کیلویی را بر سر مردم بی‌پناه کرد ریختند. در عرض
چند دقیقه ابر زردرنگی بر آسمان حلبچه سایه انداخت و تراژدی جنگی و انسانی بی‌مانندی
بعد از جنگ جهانی دوم رخ داد که هزاران نفر از مردم بی‌پناه و غیرنظامی کرد را در گام
فرشته مرگ فرد برد؛ مرگ مردمان کرد حلبچه مرگی با طعم خردل (ایپریت) و با چاشنی تاول‌زای
گاز اعصاب تابون و سارین و بوی مرگ‌آور سیانوژن بود.

سطح وسیع و حجم گسترده رژیم بعث عراق در
بهره برداری از تسلیحات شیمیایی علیه مردم کرد و بی‌پناه حلبچه چنان بود که پروفسور اوبن
هندریکس، مدیرعامل لابراتوار سم‌شناسی بیمارستان گان فلاندر بلژیک گفت که عراق از ۳ نوع
گاز مختلف علیه حلبچه استفاده کرده است. این گازها شامل گاز خردل (ایپریت)، گازهای
اعصاب (تابون، سارین یا سومان)،
VX و گاز سیانوژن هستند.

این عوامل شیمیایی به وسیله کشورهای غربی و
با واسطه‌گری فرانس فان آن‌رات هلندی به دست عراق رسیده بود. ابعاد جنایت جنگی رژیم
بعث علیه بشریت در حلبچه آن‌چنان گسترده بود که به‌رغم سکوت مطبوعاتی غرب، موقعیت بین‌المللی
عراق و حامیان غربی و عربی وی را بسیار تضعیف کرد. دیپلماسی اکتیو ایران برای مطبوعاتی
ساختن این جنایت، واکنش‌های بسیاری را در عرصه بین‌المللی برانگیخت.

انتشار تصویر‌های قربانیان حلبچه به وسیله عکاسان
ایرانی به دلیل آنکه در لحظه مرگ آنان گرفته شد بسیار تکان‌دهنده بود و بازتاب و تأثیر
فراوانی بر افکار عمومی جهانی گذاشت. از میان این‌همه تصویر تصویر عمر خاور، مرد کردی
که کودک یک‌ساله‌اش را در آستانه در خانه‌‌اش در آغوش داشت به نوعی نماد فاجعه حلبچه
شناخته‌شده است.

 

کشتار دست جمعی مردم حلبچه در دوران مدرنیته آمریکا و اروپا 

این حمله نزدیک به ۳۲۰۰ تا ۵۰۰۰ نفر را
کشت و نزدیک به ۷۰۰۰ هزارتا ۱۰۰۰۰ هزار نفر را زخمی کرد که اکثراً از غیرنظامیان بودند؛
صدها تن دیگر براثر عواقب، بیماری‌ها و نقص جسم در لحظه تولد در سال‌ها بعد از حمله
کشته شدند. حادثه‌ای که به شکل آفیشیال به نوعی نسل‌کشی مردم کرد عراق شناخته شد و هنوز
به نوعی بزرگ‌ترین حملهٔ شیمیایی مستقیم به یک منطقهٔ شهرنشین در تاریخ باقی‌مانده
است.

برای شما نیز جالب است؟  من خيلي وقت است که تکمیل شهادتم!

یکی از دردناک‌ترین و غم‌انگیزترین اتفاقات
جنگ هشت‌ساله عراق علیه ایران، وقوع بمباران شیمیایی شهر حلبچه کردستان عراق است که
در آن ‌هزاران تن از شهروندان کُرد عراقی قربانی سیاست‌های رژیم بعث حاکم بر عراق و
نسل‌کشی سازمان‌یافته دولت عراق شدند. با اینحال چرا بمباران شیمیایی شهر کردنشین حلبچه در
استان سلیمانیه در شمال عراق شایسته‌ی دریافت عنوان یکی از غم‌انگیز‌ترین و دردناک‌ترین
اتفاق‌های جنگ ایران و عراق است ؟

سلاح‌های کشتارجمعی و به علاوه از طرف دیگر سلاح‌های شیمیایی
دستاورد انسان متمدن و دوره مدرنیته در اروپا و آمریکا است و با این وجود اولین کاربردهای
آن در جنگ به همین جاهای بازمی‌گردد. به‌ویژه در جنگ اول جهانی و در سال ۱۹۱۵ این ارتش
آلمان بود که علیه نیروهای روسیه تزاری از این جنگ‌افزارها استفاده کرد. بعد‌ها و به‌خصوص
در جنگ دوم جهانی و نیز در دوران اشغال ویتنام به وسیله آمریکایی‌ها کاربری این سلاح ابعاد
تازه‌تری یافت. از همان روزهای آغازین جنگ نیروهای عراقی هیچ تردیدی در بهره برداری از
مواد و بمب‌های شیمیایی علیه نیروهای ایرانی از خود نشان ندادند. در

سال‌های جنگ ایران و عراق به دفعات ارتش عراق
اقدام به استفاده وسیع از این سلاح‌های ضد انسانی کرد و با حملۀ شیمیایی علیه اهداف
جنگی و غیرنظامی، رکورد استفاده‌ی متعدد و گسترده از این سلاح‌ها را بنام ارتش خود
ثبت کرد. جاهای عملیاتی جنوب و غرب کشور، شهرها و روستا‌های مملو از جمعیت از قبیل پیرانشهر،
سردشت، زرده کرمانشاه و میمک ایلام و… ازجمله اهدافی بودند که به وسیله عراقی‌ها بمباران
شیمیایی شدند.

ماحصل این رفتار‌ها، کشتار و مجروح شدن
‌هزاران نفر از مردم غیرنظامی و نیروهای نظامی کشور بود. سابقه اولین حمله ثبت‌شده
شیمیایی عراق به ۲۳‌دی ۱۳۵۹‌ش بازمی‌گردد که نیروهای ایرانی را در ۵۰ کیلومتری غرب
ایلام، با گلوله‌ی شیمیایی، موردحمله پیمان و شماری را مصدوم کرد. از آن تاریخ تا
انتهای جنگ، نیروهای عراقی با ۳۵۰۰ بار بمباران شیمیایی حدود ۱۰‌هزار نفر ایرانی غیرنظامی
و نظامی را به شهادت رساندند و ده‌ها ‌هزار نفر زخمی شدند. یکی از فجیع‌ترین اعمال
غیرانسانی صدام حسین در سردشت روی داد. بمباران
شیمیایی سردشت جنایتی بود که نیروی هوایی عراق در هفتم ‌تیر ۱۳۶۶ با بهره برداری از بمب‌های
شیمیایی چهار نقطه پرازدحام شهر سردشت (از توابع استان آذربایجان‌غربی) را هدف پیمان.
در این حمله ۱۱۰ نفر از ساکنان غیرنظامی شهر کشته و هشت هزار نفر دیگر نیز در معرض
گازهای سمی قرار دریافت کردند و مسموم شدند.

این اولین جنایتی بود که طی آن‌یک شهر
و محل سکونت غیرنظامیان در جهان بمباران شیمیایی می‌شد. سکوت مجامع بین‌المللی و وتوی
قطعنامه‌های سازمان ملل متحد در محکومیت این
جنایت به وسیله غربی‌ها باعث شد تا صدام به این شیوه خود، یعنی بهره برداری از سلاح‌های کشتارجمعی، ادامه دهد.
به علاوه از طرف دیگر ارتش عراق از سال‌ها پیش علیه کردهای عراق از جنگ‌افزارهای شیمیایی استفاده
کرده بود و از سال ۱۳۶۲ به‌صورت مستمر عرصه‌های کردنشین عراق و ایران به وسیله ارتش عراق
مورد هجوم سلاح‌های شیمیایی قرار داشت. با اینحال بمباران حلبچه پرده‌ی تازه و بی‌رحمانه‌تری
از این سیاست را به تصویر کشید. در سال‌های جنگ نیروهای کُرد عراقی که سال‌ها با ارتش
عراق درگیر بودند، همراه با نیروهای ایرانی علیه ارتش عراق در جنگ بودند. از همان روزهای
آغازین جنگ به رهبری زنده‌یاد ادریس بارزانی و مسعود بارزانی، نیروهای کرد عراقی در
کنار رزمندگان ایرانی قرارگرفته و با جان‌فشانی علیه نیروهای صدام حسین، وارد درگیری
و جنگ شدند. شدت همراهی این نیروها و بعدها عضو های اتحادیه‌ی میهنی کردستان عراق، به رهبری جلال طالبانی در سال‌های میانی جنگ بیشتر
می‌شود. سلسله عملیات‌های متعدد نظامی منظم و غیرمنظم و چریکی باعث وارد آمدن خسارات
سنگینی به توان نظامی ارتش و ماشین جنگی عراق می‌شود. این سال‌ها را می‌توان سرآغاز
آزاد‌سازی بخش‌های کُردنشین شمال عراق از چنگال نیروهای صدام دانست.

 

کشتار دست جمعی مردم حلبچه در دوران مدرنیته آمریکا و اروپا 

سیاست « انفال » که به کشته شدن ده‌ها هزار نفر از مردم کُرد عراقی
و نسل‌کشی کُردهای عراقی منجر شد، در همین سال‌ها در پیش‌گرفته شد. زنده‌به‌گور کردن
مردم غیرنظامی، کوچ اجباری، بمباران جاهای غیرنظامی و تخریب و تخلیه‌ی هزاران روستای
کردنشین بخشی از این سیاست‌های نسل‌کشی است. متأسفانه پیرامون « انفال » پژوهش‌های مستقل
و مستندی به زبان فارسی در معرض نیست ؛ با اینحال
شواهد موجود نشان می‌دهد در جریان نسل‌کشی موسوم به « انفال » مساحت فراوانی از جاهای
کردنشین عراق، آماج حملات گسترده‌ی زمینی و هوایی ارتش عراق شده و سیاست « زمین سوخته » برای این حملات در مسیر پیش روی قرارگرفته است. اوج
این نسل‌کشی در خلال عملیات والفجر۱۰ روی می‌دهد. رزمندگان ایرانی با یاری نیروهای
کُرد عراقی و نیز نیروهای مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق به رهبری آیت‌الله حکیم موفق
می‌شوند در عمق خاک عراق پیشروی کنند که درنتیجه این عملیات،عده ای شهرهای کردنشین از
دست نیروهای عراقی آزاد می‌شود. شهر حلبچه یکی از این جاهای است. متعاقب شکست سنگین
ارتش عراق، حلبچه به وسیله ده‌ها فروند جنگنده عراقی مورد هجوم سنگینی قرار می‌گیرد. با اینحال
در این هجوم استفاده گسترده از بمب‌های شیمیایی است که جنایت بی‌سابقه‌ای می‌آفریند
و ‌هزاران زن و مرد و کودک و پیر و جوان حلبچه‌ای قربانی شیمیایی باران ارتش عراق می‌شوند.

برای شما نیز جالب است؟  پیکر اولین شهید مدافع حرم گتوند تشییع شد - |

در طول ۲۴ ساعت، صدها بمب شیمیایی‌بر فراز
حلبچه و روستاهای مجاور ریخته می‌شود و مردم بی‌پناه و هر موجود زنده‌ای در منطقه قربانی
سیاست سرکوبگرانه نیروهای عراقی می‌شود. روزهای ۱۶ و ۱۷ مارس ۱۹۸۸ برابر با ۲۶ و
۲۷ اسفندماه ۱۳۶۶ روزهایی فراموش‌نشدنی در تاریخ جنگ‌های مدرن است. در این ایام است
که حلبچه قربانی شیمیایی باران نیروهای صدام شد. این ایام، روزهایی است که به اشتراک
سکوت مجامع بین‌المللی مردم حلبچه قربانی خشن‌ترین شیوه‌های نسل‌کشی شدند. در این روز
حلبچه با همه ساکنانش به معنای حقیقی شهید می‌شوند.

بعد از بمباران یاری نیروهای ایرانی مستقر
در منطقه باعث می‌شود

تا خیل آوارگان بی‌پناه و زخمی‌های بینهایت
به‌سرعت به ایران و مراکز حمایتی و درمانی منتقل شوند. با اینحال شدت بمباران‌های شیمیایی
به حدی است که حداقل پنج‌هزار کشته و ‌هزاران زخمی برجای می‌گذارد. عده ای عکس ها گرفته
شده به وسیله عکاسان ایرانی در آن فاجعه هنوز و بعد از ۲۶سال از واقعه گوشه‌های تکان‌دهنده
از وقایع را برای تماشاگر تداعی می‌کند. کودکان جان‌سپرده بر دامن پدر و مادر، رهگذران
افتاده در گوشه کوچه‌ها و… قربانیان خشونت سازمان‌یافته نیروهای صدام و نیز حامیان
وی هستند که با در دست گذاشتن مواد شیمیایی عرصه این جنایت بزرگ علیه بشریت را
مهیا کردند. جنگ، پدیده‌ای اجتماعی و با این وجود با درد و رنج‌های ویژه خود، بخشی انکار‌ناپذیر
از حیات تاریخی فرهنگ‌ها و جوامع بشری است. در جنگ ایران و عراق نمی‌توان بخش یا برهه‌ای
را بیش از دیگر برهه‌ها یا دوره‌ها پر درد و رنج تلقی کرد. در جنگ زیربنای اقتصادی
آسیب می‌بیند ؛ جوانان فراوانی قربانی ماشین جنگی می‌شوند؛ غیرنظامی‌ها و شهرها و روستاها
از حریق جنگی در امان نخواهند بود، و لذا یافتن دردناک‌ترین بخش جنگی که صدها‌ هزار
تن از جوانان را قربانی کرده و باعث ویرانی ده‌ها شهر و صدها روستا شده است، کاری است غیرممکن.

 

کشتار دست جمعی مردم حلبچه در دوران مدرنیته آمریکا و اروپا 

با اینحال بی‌گمان به دلیل نوع کشتار مردم حلبچه،
موقعیت ویژه منطقه و تلفات سنگین مردم منطقه، بمباران شیمیایی حلبچه یکی از غم‌انگیزترین و دردناک‌ترین برهه‌های جنگ
تحمیلی است. اکنون سال‌های سال از این جنایت هولناک علیه بشریت قبلی است. به جز کردستان
عراق، در تهران و گوشه و کنار ایران نیز هر سال، به مناسبت سالروز بمباران شیمیایی
حلبچه مراسم و یادمان‌های متفاوتی برگزار می‌شود. در همین هفته‌های واپسین چند تن از قربانیان
و زخمی‌های این بمباران برای درمان به ایران اعزام شدند. برای بزرگداشت یاد قربانیان
این نسل‌کشی تا اینجای کار کتاب‌ها و مقالات فراوانی در ایران پخش شده است. هنر و موسیقی هم
به یاری این همدلی‌ها فراخوانده شده و کارهای ماندگاری به وسیله عده ای نخبگان موسیقی ایران
از قبیل کامکارها، بر ماندگاری این تراژدی خونین در دل و جان و وجدان‌های بیدار مدد رسانده
است. با اینحال در کمال تاسف به توجه به این همراهی‌های با ارزش، هنوز به اشتراک کارهای پژوهشی و نیز
کتاب‌های پخش شده پیرامون ی تاریخ جنگ، اثر
محققانه و جامعی در باره بمباران شیمیایی حلبچه پخش نشده است. جای خالی چنین اثری
که بتواند از زوایای مختلف به بررسی این جنایت پرداخت کند، خالی است.

برای شما نیز جالب است؟  رضایت از شهادت فرزند به شرط رضایت حضرت زینب(س)

توجه به تاریخ جنگ در خلال همراهی نیروهای
کُرد عراقی با نیروهای ایرانی، ابعاد بهره برداری از مواد شیمیایی در دوره جنگ، چگونگی
بمباران، میزان دقیق خسارات و ابعاد آن و نیز پیامدهای این بمباران در کارهای تحقیقی
و پژوهشی، بعد ناشناخته یا کم‌شناخته‌شده‌ای است که یاری و همت دانش پژوهان و پژوهشگران
را می‌طلبد. روند یاری‌رسانی به مجروحان و مصدومان و اسناد تاریخی برجای مانده از
این موضوع تلخ، ابعاد دیگری از این حادثه است که انتشار آنها، به روشن شدن ابهام‌ها
و ندانسته‌های تاریخی در این باره کمک وافری خواهد نمود. حلبچه شیمیایی شده بخشی از
تاریخ مشترک و خونین ایران با کردهای عراقی است. برای زنده ماندن این بخش از تاریخ
و ثبت و ضبط ابعاد آن باید بیش از قبل کوشا بود.

منبع:

http://www.iranboom.ir
http://www.asemooni.com
http://www.beytoote.com 

همراه همیشگی مبارز بلاگ باشید و این وبلاگ را به دوستان خود معرفی نمائید.

منبع

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی